ستاره
فرهنگی آموزشی سرگرمی اطلاع رسانی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

اس ام اس زیبا     

 

 

 

 

صـادقـانـه ی صـادقـانـه..
تـنـهـا فـانـتـزی زنـدگـیِ مـن، پـابـوسـیِ اربـابِ خـوبـم،
آقـا ابـا عـبـدالـلّـه الـحـسـیـن عـلـیـه الـسّـلـام..

 

مهربانی تا کی؟؟؟
بگذار سخت باشم و سرد!
باران که بارید...چتر بگیرم و چکمه!
خورشید که تابید...پنجره ببندم و تاریک!
اشک که آمد... دستمالی بردارم و خشک!
و نیشخندی بزنم و سوت...

 

 

 

ساده برای خودم ...
خیال ِ در آغوش کشیدن ِ تو ...
یا ...
در آغوش کشیدن ِ خیال ِ تو ... ،
چه فرق می کند ... ؟! ،
این ها یعنی من دارم گریه می کنم ...

 

 

اینایی که تو خیابون همیشه سرشون پائین میندازن و راه میرن...
اینایی که تو پارک تنها یه گوشه می شینن و هندزفری تو گوششونه!
اینایی که تو تاکسی خودشونو می چشبونن به در تا کناریشون معذب نباشه!
اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه...اینا...اینا...
اینا رو خیلییییییییییییی مواظبشون باشین!
اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن...
قبلا یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته...
............وصف حال و روز خودم...........

 

 

 

 

در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش،
یا دم از مردی مزن
یا یکسره نامرد باش...

 

 

 

 

 

گاهی آدم دلش میخواد کفشاشو در بیاره،یواشکی نوک پا،نوک پا از خودش دور شه!بعد بزنه به چاک!فرار کنه از خودش. . .

 

 

 

 

جدیدا با دیوار حرف میرنم. . .میدونی؟!از شخصیتش خوشم اومده،یه جورایی محکمه . . .ثابته. . .آرومه

 

 

 

 

آدم هارو بدون اینکه به وجودشون نیاز داشته باشی دوست بدار،درست مثه کاری که خدا با تو میکنه!

 

 

 

 

همینطوری که تنها نشستید و منتظرید بخندید یه لحظه برید تو حس با غم و اندوه بخونید!!!!
«خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست،خدا خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند اند لطافت اند بخشش اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است.رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد.بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است... »
خب حالا دیگه شعور داشته باشید واقعا نمی خواید لایک کنید

 

 

 

 

هیچ وقت حرفایی رو موقع عصبانیت بهت میزنن فراموش نکن
چون.......حقیقته

 

 

هر روز از پس هم میگذره ....پیر میشم ...نه به خاطر گذر روزها...بخاطر گذر خاطراتی که باهم داشتیم...خیلیها برامون ارزو کردن به پای هم پیر بشین....حالا تو نیستی...داریم به پای هم پیر میشیم.....من وخاطراتت وجای خالی تو.....

 

 

 

 

اگه این زندگی باشه، من ازمردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا، شاید مردم حواسم نیست...

 

 

 

 

یــه مـیـلـیـارد و ســه..
یــه مـیـلـیـارد و چـهـار
یــه مـیـلـیـارد و ...
مـیدانـم رفـتـه اسـت..
بـگـذاریـد بـشـمـارم.. و بـاز خــیـال کـنـم ایـن بـازی هـنوز ادامـه دارد..
مـــــــن........... 
تـابِ چـشـم بـاز کـردن و نـیـافـتـن او را نـــــــدارم...

 

گفت دوستت دارم
گفتم دوستت ندارم
این دروغ به آن دروغ در !!!

 

 

ای مالک!
اگر هنگام شب کسی را در حال گناه دیدی،فردا به آن چشم نگاهش مکن
شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...

 

 

 

 

سبز زرد قرمز
نمیدانستم کدام سیب را بخرم!
میوه فروش پوزخندی زدو گفت:
تردید نکن تمام سیب ها تو زردند...!

 

 

 

آره! شما قبول دارین که ماهیت طنز انتقاد از نابسمانی های جامعه است!؟
اگه قرار باشه به هجویات بسنده بشه که طنز ارزش نداره و میشه فکاهی، حالا اگه قرار فکاهی بشه مطلب با ارزش که همین میشه که می بینید.........چی بگم!!!!!!!!

 

 

 

ساده برای خودم ...
دیشب حساب کردم دیدم از هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه ی ِ دیروز ...
فقط هفت هشت ثانیه کار ِ مفید انجام داده ام ... ،
به دخترکی که صورت َ ش را به شیشه ی ِ ماشین چسبانده بود زبانک درآوردم ...
خندید و ...
ماشین پیچید و دور شد...

 

 

 

ساده برای خودم ...
توی ِ آشپز خانه ی ِ خانه ی ِ من همه چیز پیاز دارد ... ،
صُبح ها چای و برنج هم که دَم می کنم اشک می ریزم ...

 

 

 

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

 

 

گاهی دلم می خواهد دمپایی هایم را پا به پا بپوشم تا ببینم هنوز کسی حواسش به من هست یا نه .......:»«

 

 

 

در حیرتم از مرام این مردم پست /این طایفه زنده کش مرده پرست /تا هست به ذلت بکشندش ز جفا/ تا مرد به عزت ببرندش سر دست

 


خط تو

راضی ام نمیکند
کاش دست تو بود...

 

 

 

میخواهم برایت یک عینک نو بخرم آخر حتی از نزدیک هم دیگر مرا نمیبینی...

 

 

 

یعنی گلی که بر سر شاخه ببویمت؟
یا آن شراب نابی و باید بنوشمت؟
اصلا چه حرفهای مفت که در شعر میزنند
باید تورا بغل نموده و محکم ببوسمت!!

 

 

 

انسان کلا موجودیه وقتی خرش از پل بگذره همه چیز یادش میره اینایی ک این رو قبول ندارن خرشون هنوز رو پله.....

 

 

زمانی فراموشت میکنم ک بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی کاش زنده بودی

 

 

 

هنوز آنقدربزرگ نشده بود..
که بداند...
هربرق چشمی درشب...
نگاه مادرنیست!!
بچه گربه!
به آغوش ماشین فرورفت و جان داد

 

 

بـرای دلخوش کردن هیچکس ،
چیزى نگویید که
بعدها دلیل دلتنگیش شود . . .

 

 

 

برای آن که مثل ابر سایه ی بزرگی داشته باشی ، لازم نیست زیاد بزرگ باشی فقط باید اوج بگیری...

 

 

 

 

این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامش کردم؟

 

 

 

 

میان هزاران دیروز امروز وشاید میلیونها فردا فقط یک امروز هست امروز را بخند وشاد باش

 

یک رابطه وقتی خراب میشه که:
‏ تو ناراحتش کنی ..
و
یکی دیگه آرومش ...

 

چمدانت آنقدر هم بزرگ نبود....
چگونه با خود بردی تمام مرا!!!

 

 

گاهی ایجاد تغییر و روزهای خوب مستلزم تجربه های تلخ است

 

برای انچه که باور دارید ایستادگی کنید حتی اگر به معنای تنها ایستادن باشد

 

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی‌ئی…

 

سخت ترین کارِ دُنیا، آزاد کردن اسیرانی است، که زنجیرهای خود را می پرستند.....

 

 

 

«هم قد گلوله توپ بود
گفتن: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت: با التماس!
گفتن: چه جوری گلوله رو بلند می‌کنی میاری؟
گفت: با التماس!
به شوخی گفتن، می‌دونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت: با التماس!
...
وقتی تکه‌های بدنش رو که جمع می‌کردن، فهمیدم چقدر التماس کرده...».

 

"ویــــژه لابستر"
خـــیــلــی ســخــتـــه ...
دخـــتـــره هـــفـــت هــشـــت ســالـه ی هــمســایـتـونــو کـــه هـــر وقـــت تــــورو مــیبــینه بــا لــبــخــند بـــهـــت ســـلام میده رو....
در حــالــی بـــبینی کـــه بــابــای مـــعــتادش وســـط کـــوچــه بـــا مـــشـــت و لـــگد افتـــاده بــه جــــونــــش ...

 

برایم تعریف کن
.
.
هرگز فراموش نشدن چه حسی دارد!

 

 

 

ای نگاره در ذهنم ..
ای ندایی در صوتم ...
ای وجودی در کنکاشم ....
به نامت شروع میکنم این آغاز را ای هم نامم , خدایــــــــــم .

 

 

 

همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت. اگه خودتو بگیری میندازنت

 

 

 

زندگی قصه تلخیست/که ازآغازش...بسکه آزرده شدم/چشم به پایان دارم...

 

 

 

 

سعادتی که محکوم به فناباشد" خواب وخیالی بیش نیست""

 

 

 

 

 

 

 

مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم مکن.
(منسوب به زنده یاد شاملو)

 

 

 

 

 

چـهـره تــو.. 
خـود دایـرة الـمـعـارفـی اسـت
کـه ثـابـت مـیـکـنـد "خـــُدا" مـهـربـان اسـت.

 

گوش میدهی چیزی در گوشت بگویم؟
گوشت را بیاور نزدیک...
شنیده ام که میگویند:
اگر در روز یک بار آیة الکرسی بخوانی،خداوند یک فرشته را مامور میکند که تا شامگاه از تو مواظبت کند...
و اگر دوبار در روز بخوانی،دو فرشته را....
و اگر سه بار در روز بخوانی...خداوند به فرشته ها میگوید: کنار بروید که من میخواهم خودم،"عاشقانه" از او مواظبت کنم..

 

کسی بی خبر آمد*مرا دست خودم داد*کسی مثل خودم غم*کسی مثل خودم شاد*کسی مثل پرستو*در اندیشه پرواز*کسی بسته و آزاد*اسیر قفسی باز*کسی خنده،کسی غم*کسی شادی و ماتم*کسی ساده کسی صاف*کسی درهم وبرهم*کسی پر از ترانه*کسی مثل خودم لال*کسی سرخ ورسیده*کسی سبز و کسی کال*کسی مثل تو ای دوست*مرا یکشبه رویاند.
کسی مرثیه آورد*برای دل من خواند*من از خواب پریدم*شدم یک غزل زرد*و یک شاعر غم گین*مرا زمزمه میکرد.

 

 

باز مودب بودن کار دستمان داده است باز مادرم فهمید که پشت پلکهایم خبریست.انگار که مخفی نمیماند آشفتگی دنیا.خواستیم آسمان را ابری کنیم تا ماه پشتش آرام بماند .خیالمان راحت شد اما آسمان بغزش گرفت.

 

من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!!!
عاری از عاطفه ها ...
تهی از موج و سراب ...
دورتر از رنگ و ریا ...
خالی از هر چه فراق !!!
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...
من دلم تنگ خودم گشته و بس ...!
من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد

 

 

چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت، دنبال هم امروز فردا گذشت، دل میگه باز فردا رو از نو بساز، ای دل غافل دیگه از ما گذشت..

 

خُدایم;گنجایشت چه مقدار است،
که این همه{نامهربانی}می بینی
و باز هم تحمّل می کنی؟ :|

 

 

 

کاهی شابرک میکیری ،خیلی آرام ،تا رهایش کنی ...
شابرک میان دستانت له میشود...
نیت تو کجا وسرنوشت او کجا...

 

"ویــــــژه لابستر"
پـــســرای عـــزیــز...
خــواهـــشن اگـــه چـــشـــتون افـــتاد بـــه یه دخـــتر بـــا مانـــتوی خـــاکـــی و کـــثــیف بـــا یه کـــولــه پـــشتی...
ســـریــع بـــه شـــکمتونون صـــابــون نـــزنید!!!
دخـــتر فراری بـــه انـــدازه کـــافی غـــصه داره!!!
درده "هرزگـــی" رو بـــهش اضـــافـــه نـــکنــید...؟؟!!!!
دمــــتون گـــــرررررم .............

 

 

زندگی !
کلاهت را ب هوا بینداز...
من دیگر جان بازی کردن ندارم.
تو بردی.

 

 

 

همه لوتیا
همه با معرفتا
همه از یاد برده ها
همه سر شلوغا
همه اونایی که وقت برابقیه دارن برا ما ندارن
همه بیخیالا
همه رفیق بازا
همه اون هایی که تایادشون نکنی یادت نمیکن
همه یادشون باشه ما بدجور یادشونیم

به پاس خوبیهایت هربار که ذهنم میگذری،لبخند پر مهر خدا را برایت آرزو می کنم.

 

 

 

خسروشکیبایی میگفت: بعضی وقت هایکی طوری می سوزونتت که هزارنفرنمیتونن خاموشت کنن،بعضی وقت هایکی طوری خاموشت میکنه که هزارنفرنمیتونن روشنت کنن..

 

 

مـے روے
هـوایـت نـیـسـت
و بـه هـمـیـن راحـتـے احـسـاسـات ِ مـن خـفـه مـے شـونـد
آبـے کـه روز آخـر پـشـت سـرت ریـخـتـم
آبـروے دلـم بـود...

 

 

 

ساده برای خودم ...
خواب می بینم ... ،
خواب که نه ... ،
کابوس ... ،
تو آن سوی ِ ریل داری دور می شوی ... ،
سرَم را پائین آورده ام و دارم از بین ِ چرخ ها بُریده بُریده 
می بینم ... ،
بُریده بُریده نایستاده ای ... ،
بُریده بُریده داری دور می شوی و ...
این قطار ِ لعنتی که زوزه کشان دارد رد می شود ...
انگار تا آن سوی ِ دنیا ادامه دارد ... ،
من هم این سوی ِ ریل ...
بریده ام ... ،
بریده ام ...

 

 

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر

 

 

 

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند،معنی کور شدن را گره ها می فهمند،سخت بالا بروی ساده بیایی پایین،قصه تلخ مرا سرسره ها می فهمند،یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن،چشم ها بیشتر بیشتر از حنجره ها می فهمن …

 

 

 

چند وقتیست هرچه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ،
نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

 

 

 

از آدم هــآ بگــذر !
دلـَـت را گنده تــَر کن
نـ ـآراحتِ این نبـ ـاش 
که چـ ـرا جاده ی رفاقــَـت با تـ ـو همیشه یکــ طرفه استــ . . . 
مهــم نیست اگر همیشه یک طرفــه ای . . .
شــآد باش کــه چیزی کم نگذاشتـه ای
و بدهکــارِ خودت ، رفاقـت و خدایتــ نیستی

 

 

 

....آنروز که هم را یافتیم ..یافتنمان هنر نبود..
هنر این است که یکدیگر را گم نکنیم!!!!!....
.........برای او که عمرم را به پایش ریختم......

 

 

 

سایه بزن این زندگی را...
خیلی بی روح است این صفخه ی زندگیم!

 

 

 

به سلامتی مادری که میتونست از خواب و خوراک و لباسش نگذره، ولی گذشت اما..... هیچوقت منت نذاشت
به سلامتی پدری که میتونست به کم قانع باشه به جای چند شیفت کار کردن یه شیفت کار کنه و بخور نمیر زندگی کنه، ولی واسه رفاه زن و بچش اینکارو نکرد اما..... هیچوقت خم به ابرو نیاورد
به سلامتی معلمی که میتونست بدون حرص خوردن درس بده و به این اهمیت نده که یاد میگیرن یا نه بعدشم سر برج حقوقش رو بگیره، ولی نکردو جاش با تمام اذیت و شیطنت دانش آموزا با تمامه وجودش بهشون درس میداد و تهش سر برج اون حقوق ناچیزش که جبران لحظه ای از مشقتی که میکشه نمیشه رو میگیره اما..... هیچوقت اعتراض نکرد 
به سلامتی رفیقی که خودتو واسه خودت میخواست نه جیبت اما.... هیچوقت دم از رفاقت نزد
به سلامتی مدیر 4جوک که با این سایت قشنگش حال خیلیارو عوض میکنه اما.... ادعایی نداشت
در آخر هم به سلامتی تویی که داری این پستو میخونی و از ته دلت میگی به سلامتی همشون اما.... انتظاری نداری

 

 

برای تو...برای چشم هایت
برای من...برای دردهایم
برای ما...برای اینهمه دلتنگی
ای کاش خدا کاری بکند!

 

 

 

ساده برای خودم ...

صبح ها ... ،
در تردید ِ بیداری ... ،
به خودم ...
کمی خواب ِ بیشتر تعارف می کنم ... ،
در این صبح های ِ تردید و تعارف ...
من ...
بی تردید ...
هیچ تعارفی ...
با مرگ ندارم ...

فرستنده : مجتبی مهاجر

 

 

این پست چرا زیباست؟
چون من یکی از 4جوکی های عزیز رو دیدم..
تو همت بودم غرب به شرق..
چشمم خورد به یه پژو که رو شیشه ی پشت ماشین نوشته بود ""یکی از لذتهایی که نیست" با 50تا نقطه چین در ادامه اش....
رفتم مماس با ماشینش همونجوری زُل زدم بهش..
نمی دونم کدوم گُل پسر 4جوک بود.. اما من دیدمش 
دیگه فرمون داشت می رفت تو شکمم انقد دولا شدم که قشنگ ببینمش.. :)

 

 

 

(( همه چیز بازیچه نیست))
این جمله را پروانه ای گفت که بالهایش در دست کودک بازیگوشی جا مانده بود! ...

 

 

 

پیران که چنین مقــام و حرمــــت دارند
زان نیست که یـک دو دم قـدامت دارند
این حرمت از آن است که آنها دو نفس
در رفـــــتن از ین خرابه ســــبقت دارند

 

 

 

ازامروززندگی تعطیل کنارت بست میشینم
منوجوری عوض کردی که خواب عشق میبینم

 

 

 

ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﻣﻴﮕﻢ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺸﻮﻧﻪ ..
ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺮ ﻧﺨﻮﺭﻩ ﻟﻄﻔﺎ !!.....
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻋﻤﺮ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻫﺎ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﺳﺖ !.....
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻋﻤﺮ ﻳﻚ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﻲ ﺑﻪ ﺳﺮ
ﻣﻲ ﺭﺳﻪ !.
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻣﻬﺎ ﻣﺮﺳﻴﻪ !!......
ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪ ﺑﻲ ﻣﻨﺖ ....
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺎﺷﻲ !!!....
ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﻲ ﺍﻧﺘﻬﺎﺳﺖ !!.......

 

 

 

 

خوشبختی ازآن کسی است که درفضای "الحمدلله"زندگی کند.
چه دنیا به کامش باشد,و چه نباشد. 
چه آن زمان که میدودو نمیرسد,و چه آن زمان که گامی برنداشته,خود رادر مقصد می بیند.
چراکه خوشبختی چیزی جز آرامش نیست,وهرکس که این موهبت الهی رادارد,خوشبخت است.خوشبختى رابرایتان آرزو میکنم....

 

 

 

آرامش چیه؟نگاه به گذشته وشکرخدا،نگاه به آینده واعتمادبه خدا، نگاه به اطراف و جستجوی خدا.،نگاه به درون و دیدن خدا،لحظه هایت سرشار از بوی خدا..

 

یک درخت میلیونها چوب کبریت رامی سازد.اماوقتی زمانش برسد...
فقط یک چوب کبریت برای سوزاند میلیونها درخت کافیسیت..
پس خوب باشیدوخوبی کنید

 

 

 

'یادت باشه: خندیدن یک نیایش است، اگر بتوانی بخندی آموخته ای که چگونه نیایش کنی پس لبخند بزن.'

 

 

 

بخشی ازبزرگترین نعمتهای خدا برای انسان بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست

 

 

 

روزگارا ،تو اگر سخت به من میگیرى باخبر باش که پژمردن من آسان نیست، دارم دلخوشى ها کم نیست...
زندگى باید کرد...

 

 

نمازکه میخوانم فرشته های بالای سرم عزامیگیرندکه چه کنند؛ایاک نعبد را جزء عباداتم بنویسند یاجزء دروغهایم!

 

 

 

ینی حتی زلزله ی 10 ریشتری هم نمیتونه
اندازه ی بعضی (خاطرات و ترانه ها) تن آدمو بلرزونه.

 

 

 

ساکتم اما لال نیستم. 
آرومم اما فلج نیستم.
واقع بینم اما بد بین نیستم .
خوش حالم اما بی درد نیستم.. 
خونسردم اما بیخیال نیستم. 
کنجکاوم اما فضول نیستم. 
شیطونم اما شرور نیستم. 
پر سرو صدام اما تو مخ نیستم .
حاضر جوابم اما گستاخ نیستم . 
زیاد نیستم کمم نیستم..

 

 

 

تــنهــا رفیــقم پــدرم بــود کــه آن هــم رفــت . . .
بــه ســلامتی همــه ی رفــتگــان . . .

 

 

 

"دیـــالوگ مـــن و وجدانـــم"
وجـــدانم:حبــیب بـــا لـــفظه دیـــروزت خـــیلی حـــال کردم...
مـــن:کـــدوم لــفظ؟؟؟
وجـــدانم:هــمونـــکه پـــشته تـــلفن بـــه رضــا رفـــیقت گـــفتی دیـــگه!!!
مـــن:آره...زنـــگ زد بـــهم گـــفت:حــبیب داداش بـــا بــچه ها پـــیک بــه دســـت مــنتظریم بــرامون ســـلامتی بـــگی حـــال کــنیم ...صـــداتو گــذاشتم رو بـــلند گو
مـــنم گـــفتم:بـــه ســـلامتیه اون پســـر بــچه ی فـقیری که چـــند روز پیـــش وقتــی داشـــتم از وانــتی پـــرتــقال مــیخریدم اومـــد گـــفت:
"عـــمو نـــارنگیاتـــون کیـــلو چنده....؟؟؟"
وجـــدانم:حبـــیب...؟؟
مـــن:چـــیه؟؟
وجـــدانم:تـــا جـایی کـــه مــیتونی بــه فــقرا کــمک کن!!!
پــروردگـــارمون 
خـــیلی خــوشش مــیاد از ایــن کار...
مـــن:بـــاشه...
وجـــدانم:یـــادته تـــا مـــاهه پیـــش آرزوت چــی بود؟؟؟
من:آره...
دوس داشـــتم کــآر کنـــم ســاله بــعد یــه 206 صــفره سفــید
بــکشم بیــرون...
وجــدانم:حــالا آرزوهــاتـــو بهــم میگی؟؟؟ 
مـــن:بــیخیال بابا!!!
وجــدانم:خواهـــش؟؟!!!
مـــن:ایــنه که بــرم کربـــلا از گــناهام توبــه کــنم...
تـــو زندگیــم دلـــه یـــتیم و فـقـــیر شــاد کنم...
دخـــتر پســرا رو پـــاک و بـدون غــصه بـبینم...
خلاصـــه اعــتیاد و فـقـــر ریشـــه کن بــشه دیــگه... 
خـــدایـــا یــنی مــیشه....؟؟؟

 

 

 

بوسه‌” بهترین سرقتِ دنیاست
چون هم دزیدیش حال میده
هم پس دادنش . . .
.

 

عشق انسان را داغ میکند،
دوست داشتن انسان را پخته میکند،
هرداغی روزی سرد میشود،
ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمیشود.

 

 

 

ساده برای خودم ...
بعد ِ دست های َت ...
دست های َم طاقت ِ جیب های َم را ندارند ... ،
توی ِ سَرما مُشت می شوند ...

 

 

 

ساده برای خودم ...
دیشب داشتم می رفتم خرید کنم دم ِ در برگشتم گفتم :
غیر از نان و شیر و روغن زیتون چیز ِ دیگری نمی خواهیم ...؟! ،
در را بست َم و خیال کردم شنیده ام :
" نه عزیز َم ... ، " 
توی ِ آسانسور نمی دانم چرا نمی شد نفس کشید ...

 

 

آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟ روابط عمومی شرکت سایپا!

 

 

 

یادم باشه، یادت بدم! یاد بگیری به یادتم

 

شم اگرمستى کند ازکاسه بیرونش کنم,دوست اگردوستی کندصدجان به قربانش کنم

 

 

داش سام و علیکم با اجازت روغن ماشینتو خالی کردم به جاش خون جیگرمو ریختم تا هر وقت استارت زدی به عشقت بسوزم ذت زیاد...

 

 

 

زن و شوهری در اثر گاز گرفتگی جان باختند !شهروند گرامی تا بوس هست گاز چرا؟

 

 

از برنامه 90 مزاحمتون می شم. می خواستم بگم شما به عنوان بهترین گل سال انتخاب شدید

 

 

 

همه شب فکرم این است وهمه شب سخنم گر روم دیر به منزل چه بگویم به زنم!

 

 

 

گلها همه با اذن تو برخواسته اند از بهر ظهور تو خود آراسته اند مردم در همه حال در هر بهار، بی شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند ...

 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

 

 

 

اگه گفتی امروز چه روزیه ؟ بگو دیگه ! ... زیاد فکر نکن ! امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده !!!

 

 

الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !

 

من در یک ماموریتم، ماموریتی برای دوری از تو، ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام : ماموریت غیر ممکن!!!

 

 

 

اس ام اس های خود را برایمان بفرستید , انبار نکنید .. . . . در زمان قحطی ما فقط به کسانی اس ام اس میدهیم که از ایشان sms دریافت کرده باشیـــم

 

 

 

بوس تنها تصادفیست که پلیس نداره بغل تنها پارکینگیست که جریمه نداره پس میای تو پارکینگ تصادف کنیم

 

 

 

هزار تا رک دارم وهزارتا رفیق،توشاه رگی و تک رفیق..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/٧ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ اولدوز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ..."
صفحات دیگر
امکانات وب

  • سبزک | تبلیغات متنی