ستاره
فرهنگی آموزشی سرگرمی اطلاع رسانی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

آقا یه روز صبح زود هنوز خواب بودم یکی از بچه های دانشگاه زنگ زدمنم حال نداشتم گوشی بکذارم روی گوشم زدم بلند گو.
گفت که ساعت هفت کلاس داریم یعنی هفت جدید یاقدیم؟.بعد ازعید بودخوب.
گفتم جدیددیگه.
گفت یعنی هشت برم؟
گفتم نه همون هفت برو
دوباره گفت:هفت قدیم یاجدید؟
گفتم ساعت شش دیگه
گفت شش قدیم یاجدید؟
گفتم هروقت کلاس داشتیم نیم ساعت قبلش خبر میدم.
بلند شدم دیدم برادرم(سیاوش عضو 4جوک هم هست)نصف قالی خورده.از یه ورزش صبحگاهی ادم بیشترسرحال کرد.
بعد زنگ زدم که نیم ساعت دیگه کلاس داریم گفت من صبحی زود اومدم دانشگاه کلاس لغو شده.
اونموقع تحریم هم نبودیم
اصغرو هم پسر خوبی بود گیر نمیداد
نمیدونم چی شده بود

 

 

پسر داییم داشت تعریف میکرد:
آره.با سحر (زنشه) رفتم رستوران.حالا دستشوییم گرفته رفتم دستشویی.بیرون که اومدم دیدم یه خانومی اومده..بعد من هی نگاش میکنم (که ینی اینجا مردانه چرا اومده) از یه طرفم خندم گرفته..اونم انگار خوشش اومده باشه، هی میخندید..
من:0
اومدم بیرون دیدم همه دارن منو مینـِـگـَـرَن!بعد یک آن فهمیدم رفتم دستشویی زنانه.مردم همچی انگار پیت بول رو جلوشون دیدن!!:)))
سحـ رم هی میگفت اون دختره چرا میخندید؟تو رو از کجا میشناخت؟چرا میشناخت؟
حالا مگه ول میکرد..!
بعد تعریف این موضوع عین چی آ میخنده!
پسـ ردایی ِ داریم؟!!
من:))))))))))))
حال کردین همه شاد شدن؟!به امید آینده ای قشنگ!:)))))))))))))

 

 

 

شیش ماهه یه بسته خلال دندون گرفتیم تموم نمیشه.!
دیروز پشت سره مامان بودم متوجه حضور من نبود دیدم ازقوطی خلال کشیداستفاده کرد کشید روفرش گذاشت توقوطیش!!!
میگم مامی چه کاریه أه أه أه
مامی: گاله روببند نسناس گرون شده صرفه جویی میکنم
شم اقتصادیت توحلقم
خوبه خمیر دندون قوطی ای نیست

 

 

 

عاغا ما سوم ابتدایی بودیم،یه مسابقه ای بود،یه صفحه سوال داشت جواب میدادیم ، اونایی
که جواباشون درست بود قرعه کشی میشد،خلاصه زد ما یه خودکار( از اون خوباش)برنده شدیم.
عاغا این ناظممون وقتی که میخواست جایزمونو بده،خودکار خودشو با خودکاری که من برده بودم عوض کرد،خودکار خودشو به من داد!!!
آخه من چی بگم!!؟
من((((((
نازم مدرسمون(((((
سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان(((((

 

 

 

پسرعموم یه مغازه داره که توش خدمات کامپیوتری (مثل کپی، پرینت، اسکن، تایپ، رایت سی دی و...) انجام میده. حالا ببینین دستگاه هاش چطوری کار میکنن؟!
دستگاه فتوکپیش باید بعد از هر برگی که کپی میکنه یه ضربه به بغلش بخوره که برگه ی بعدیو کپی کنه وگرنه همونجوری گیر میکنه و کار نمیکنه. دستگاه اسکنش هم یه چیز تو همین مایه هاست فقط ضربه ای نیست. باید بعد از هر اسکن یه بار کابل اتصال به کیس کامپیوترش رو بکنی و دوباره وصل کنی. واسه تایپ هم بعضی حروف کیبوردش کار نمیکنن که برای اون هم از کیبورد که روی دسکتاپ هست استفاده میکنه (On Screen Keyboard). سی دی های خامش هم چون دیگه رو میز کامپیوترش جا نبود بالای قفسه هان. پرینترش هم نمیدونم چی توشه که هر برگی که چاپ میکنه یا کلی مچاله میشه یا پاره! خلاصه این پسرعموی ما از وفتی این مغازه رو زده، انقد به این و اون مشت و لگد و ضربه زده و از بس از نردبون بالا رفته که سی دی خام بگیره حسابی هیکلش رو فرم اومده!
فک و فامیله داریم؟!

 

 

 

امــروز مــامــی بــرای نهــار مــرغ ســالــم گــذاشــته بـود تــو فــر
بعــد بــرا اینــکه خــلاقـیـتــش رو بــه رخ بـکــشــه یــه چنــدتــایــی گنــجــیشـک هــم گــذاشتــه بــود کنــارش کــه هــم زمــان پخــته شــه!!!! هــه
یــه گـنـجــشــک هــم گــذاشــته بـود تــو شیــکم مــرغــه کــه همچـــی نایس شــه
حلاصه اینــکه نـشـســتیم ســر سـفــره
غــذا رو آوردن
مــا هــم مشـغول شــدیم
خواهـــر کوچولــوم قاشــق رو زد تــو سینــه مــرغـه یوهــویی کنــجشـکه تــوی شیـکــم مــرغه پــرید بیــرون
چنــان جیــــــــــــــــــــغی زد کـه یه زمــین لــرزه اوووف ریشـــری اومــدا
بهــش میـگم چــته ؟
میگــه نیـگاکــن ایــن ملغه بدبخت جـوجــه داشــته تو شیکمش
بـد موقــع سـرشــو بلــیدن جـوجــش تــو شیکـــمش مُــــــــرده
(((جهــت اطلاع دوســـتان مـــــــــرغ تخــم گــذاره )))
هیچـــــی دیـگـــه از ظـهــر دارم تیــکه هــای سفـــره رو کــه گــاز زده بــودم از لای دنــدونــام در میـــارم :)
فک و فامیله داریــــــــــــم؟؟؟؟؟

 

امروز یه شماره ی ناشناس به گوشیم زنگ زد. جواب دادم گفتم بله بفرمایید. یهو یه دختره پشت خط گفت خیلی بیشعوری! کثافت آشغال . . . !
بعدشم قطع کرد.
اصلا نمیدونم کی بود!
دخترای روان پریشه داریم تو مملکت؟!!!

 

 

عاقا ما یه شوهرخاله داریم یکم شیرین میزنه ! با دخترخالم(دهه هشتادی)توی خونه بودن که یه مشتری اومد برای خرید خونشون
مشتری : واسه چی میخواین خونتون رو بفروشین؟
شوهرخالم درکمال صداقت : والا سروصدا دیوونمون کرده!!! حالا جالب اینجاست که اطراف خونشون خر هم پر نمیزنه!
دهه هشتادی: |
مشتری :))))))))))))))
فک وفامیل بعد از شنیدن سوتی :)))))))))))

 

 

اقا از کلاس امدم گفتم سر راه برم موهامو درست کنم خیر سرم تنوع شه
دیدم عمم اینا امدن
من:سلام
10نفر در منزل :)))))))
من:جواب سلام واجب؟!ها
دختر عمم اومده دستمو گرفته (تازه فهمیدم دوسم داره) میگه عزیزم خوش تیپ شدی!
بابام:شبیه جوجه تیغی شدی :)))))))))))
همه هم تایید کردن
که دختر عمم :هر کی عزیز دلمو مسخر کنه با من طرفه
کل جمع :|
مامانم هم همایت کرد ولی دمش گرم
دختر عمه ی عاشق عصبانی دارم من!

 

 

داییم خیلی خر پوله لامصب. یه ماشین خریده 120 میلیون... باور کنین از دیروز که فهمیدم چشام از کاسه دراومده.منتظره یه فرصتم برم روش خط بندازم. فک و فامیله دایی ما داره آخه؟

 

 

دیروز همه تو خونه نشسته بودیم منم داشتم اس ام اس میدادم یهو عطسه ام گرفت همه برگشتن سمت گ وشی من ، منم با نیش باز در حالیکه داشتم ال سی دی گوشیمو با دستمال پاک می کردم گفتم نترسید بابا گوشیم ضد ابه یهو بابام گفت حالا چون ضد ابه با خودت ببر دستشویی ، خوب پر ویروس شد اه جلو دهنتو بگیر هیچی دیگه ضایع شدم رفتم تو اتاق حالا بنظر شما لج کنم گوشیمو ببرم دستشویی :d

 

 

این همه برای GF مون اس ام اس عاشقانه میفرستیم.بعد یه قرن جواب داده:
فرستنده:من
دلیل:محبت
هدف:خوشنودیت
نیجه:22تومان ضرر فقط به خاطر تو
من:)))
جی اف:((!
سامسونگ:$$!
هیچ کس تنها نیست همراه اول:؟؟؟؟؟؟
سازمان ملی حمایت از کار و امور اجتماعی:>>>
جی افه ما داریم؟

 

 

بچم یاد گرفته میاد کامپیوترو روشن میکنه الکی دکمه های کیبوردو میزنه و یه چن تا برنامه باز میکنه :l
فک کنم چن وقت دیگه میاد سوتیا من و فامیلو میذاره تو 4جوک:l

 

 

 

یه پسر عمو دارم رفته بدنسازی هیکلش مث گوریل شده:)
آقا اینو هر وقت من میبینم در همه فصول یه تاپ چسبون پوشیده و همیشه هم میگه خیلی هوا خوبه:l
مخصوصا تو زمستون که خیلی اصرار داره اصن سردش نیست:l
نمیدونم همه بدنسازا همینطورن؟!!!

 

 

 

آبجـــی کــوچـیـکـم ســالــی دوازده مــاه تحــویـلـم نمـیـگیــره.
اومــده میــگــه داداشـــی جـون، چقــد دوســم دالـــی؟
مــن: خعــلی جـــوجـــو :*
آجــیـم : یعنـــی چقــد؟؟؟؟
مـــن :اوووف خـعـلی (100000 هـــزار تــا فدات شــم)
آجـــیم : مـنــو بیـشــتر دوس دالــی از همــه چـی دگــــه؟
مــن : آره عــزیــزم
اجــیم : از هَمـــه دختـــرا حتــــی ؟؟؟؟
مـــن : اوهــــوم لــــیدی کوشــــولو
هیچـــی دیگــه پــُرو جســد تیکــه تیکــه شـــده گوشیــمو گــذاشــت جـلوم رفتــــ !!!
من :| همچنـــان من :| و بــاز هم مـــن :|
فک و فامیله داریـــــــــــم؟؟؟؟

 

 

تـازه بـا یــه دختر آشنـــا شــده بودم :)
بـش زنـگـ زدم تــا تلـفــن رو بــرداشــتـ هـُـول کــردم قطــع کــردم , زدم تو سَـــر خودم تو دلم زمـــزمــه میکـــردم : خاکــ تو ســرت مــانــی (شاسکول) . پســـر مـَــرد بــاش بعـدم اومـَـدم تـو آینــه بــاز کــُــل حــرفــایــی کــه آمــاده کــَرده بــودمُ یــه بــار بــه خــودم گفــتــم!!!!!
رفتــم تـِکــرار گوشـیو زدم (گوشـــی خونــــه)
تا گوشـیو بَرداشــتـ گفــتــم: ببــیـن عـزیــزم , مــَن خیلــی دوســتــ دارم, بــی تو نمیتــونم زندگـی کنم , مــن میخوامـ فقط با تـو باشــم تو بهتــرین دخــی دنیایـــی
اون روز کــه دمِ مدرستــون شماره دادمت و تــو بــرداشتــی داشتم از خوشحالـــی بال بال میــزدم :)
حـــرفامو تُنـــد تُنـــد زدمو اَصنـــم منتظـــر جَوابــ نموندم گـُفتم : بآآآآی گلــم م م م
یهـو بـابـام از اونــوَر خــط مـیگــه: قــَط نکــن شــازده, اول از مــامــانــتــ بپـــرس گُــفت پــُودر ماشینی بگیـــرم یــا دَستــی؟؟؟؟؟؟
بَعـــدم بــرو ســاکتـــو جـَــم کــن , شَبــ اُومـــدم خـونه تــو نباشـــی در ضِمــن خــاک تــو سـَـرت کُنـَن واســه پَـنـش تومــن شــارژ از تلفــُـنــه خــونــه زنــگــ زدی ؟؟؟؟؟
فک وفــامیــله دآریــــــــــم؟؟؟؟

 

 

سالگرد فوت بابابزرگم بود رفته بودیم شهرش اونجا قبرش بود منم با پسر عمم میحرفیدیم بعد اون رفت دسشویی منم رفتم یه گوشه اون جا یه جوب هم بود داشتم با گوشیم کار می کردم بعد رفتم این ور
گووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومب
پسر عموهای دهه هشتادیم توی جوب تشریف داشتن
قرار گذاشتن منو بندازن خودشون افتادم
آی حال کردم آی حال کردم
اگه خواستین سر کروکدیل های فامیل شما هم این بلا بیاد لایک بزنین ببینم چندنفرن

 

 

رفتــم پهــلو دایـی م ﺩﯾــﺪﻡ ﭘَﮑــﺮﻩ !ﺑـﺶ ﮔُﻔــﺘﻢ.دایی جون ﭼـِﺘــﻪ ؟
دایـیــم : ﺟـَـﻮﺍﺏ ﺳُــﻮﻧﻮﮔــﺮﺍﻓــﯽ ﺯَﻧــﻢ ﺍﻭﻣــﺪﻩ
من : ﺧــوو ؟
دایـیــم : ﺑﭽــﻪ ﺩُﺧـﺘــﺮﻩ .
مــن : ﺍﯾــﻦ ﮐـﻪ ﻧــﺎﺭﺍﺣﺘــﯽ ﻧــﺪﺍﺭﻩ دایــــــی جون ;)
دایـیــم: ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭﺩﺳـــﺮﻩ
مــن : عـــــه بـرا چــیییییییی؟
دایـیــم: ﺣـﺎﻻ جهــیزیه و ایناش کــه هیچ !!!
اینــم بمــاند ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﯾــه بچــه سوســول تولــه سگ (ولــوم صــدا پایین : مثــ تــــو ) ﺩِﻟﺸــﻮ ﻣﯿﺸــﮑﻮﻧــﻪ ﻭ ﺍﯾـﻨـﺎ هَــمه بــه کــنار!!!!!
ﭘــﺎﺭﮎ ﺩﻭﺑــﻠﻮﺷـــﻮ ﭼﯿــﮑﺎﺭ ﮐُﻨـــــﻢ؟ :(
دایی ِ آینــــده نِگـــَـره دارییــــــــــم ؟؟؟؟؟

 

 

یکی از دخترای فامیل فوق دیپلم بهداشت نا کجا آباد قبول شده الان ترم سومه. اونوقت هر کجا میشینه کلی افاضات میکنه در مورد بهداشت و این جور چیزا. اومده بودن خونه ی ما موقع غذا برگشته میگه: این چه ماستیه؟ میگم: سون. میگه: از این ماست نگیرید. من تحقیق کردم از پودر بچه تهیه میشه!!! یه چند لحظه همه با تعجب نگاش کردن یهو گفت: ببخشید شیر خشک...!!!

 

 

یکی از دخترای فامیل فوق دیپلم بهداشت نا کجا آباد قبول شده الان ترم سومه. اونوقت هر کجا میشینه کلی افاضات میکنه در مورد بهداشت و این جور چیزا. اومده بودن خونه ی ما موقع غذا برگشته میگه: این چه ماستیه؟ میگم: سون. میگه: از این ماست نگیرید. من تحقیق کردم از پودر بچه تهیه میشه!!! یه چند لحظه همه با تعجب نگاش کردن یهو گفت: ببخشید شیر خشک...!!!

 

 

داداشم: مامان! یکم وحید بار بزار؟
مامانم:چشم گلم.
(منظور از اسم من وحید در اینجا میوه شریفه شلغم می باشد) :|

 

 

 

داشتم با ماشینم میرفتم خونه ی دوستم تو راه بودم بعد نگو این داداش بی شعور ما هم صندلی عقب قایم شده بعد یهو پرید رو سرم
آقا ما رو میگی دیگه قیافم قابل توصیف نی
بش گفتم گوساله این چه کاری بود کردی
میگه تلافیه اون روزی که تو یه تیکه از اون پیتزاهه بیش تر از من خوردی 00000000_00000000
الان من تو راهم دارم فرود میام روی زمین ببینم کجا دفن میشم

 

 

فسقلــی که بودم آبگوشت دوست نداشتم
یــه بـار مامــی بَغلم کـرد بـُـردم پای گاز گفت بووووو کُن ببین چــه بوی خوبــی داره مــزه شــم همینــقدر خوشــمَزس مامانـــی :)
هییییعی مَنـم از فُرصـت استــفاده کَردم تُـف کـَـردم تــوش :))
مـامـانمم کــه قربونش بـرم نامـَـردی نکــرد و از تو بغلــش ولــم کرد با کلــه رفتــم تــو کفــ آشپز خونــه!!!
مـــــــــامــــــــان مهـــــربونـه داریـــــــــــــــــم ؟؟؟؟؟

 

 

 

من 29 سالمه بعد از یه هفت هشت سالی کنار گذاشتان بازیهای کامپیوتری دیروز همینجوری رفتم پای کامپیوتر روی یه بازی کلیک کردم داشتم بازی میکردم یهو برادر زادم که هفت سالشه اومد تو اتاقم منو دید که بازی میکردم یه نیگا تحقیر آمیز بهم انداخت از صد تا لگد خرابتر بود

 

داشتیم فیلم هندی میدیدیم
سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رونابود کرد !
گفتم بابا ایناخالی بندیـــه!
بابام برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه ، تو بوی سیگار میـدی !
هیچی دیگه ضایع شدیم نشستیم ادامه فیلم رو نیگا کردیم

 

 

قبض برقمون اومده ۱۸ هزار تومن!
بابام : مطمعنی ۱۸ هزار تومنه؟! شاید ۱۸۰ هزار تومن باشه!
من : نه. همون ۱۸ هزار تومنه
بابام : مطمعنی قبض ماس؟!
من : آره
بابام شاید قدیمیه؟!!!!
من : نه بابا واسه همین دوره س!
بابام : شاید به تومن نوشته!!!
من نه
بابام تا الان نزدیکِ ۵۴ رکعت نماز شُکر خونده!

 

 

 

آجیم:بابا میشه بریم استرالیا یه مزرعه و گاوداری بزرگ بخریم؟
بابام:(با تاسف و اشک و آه ذول زده به منو داداشم)من الانم گاو داری دارم.
لجم درومد گفتم:ماهنوز گوساله ایم هنوز شما بزرگ خاندانی.هیچی دیگه جوری پس گردنی خوردم که مهره های گردنمو زیر دندونم حس میکنم.

 

 

 

پسر یه فامیلامون دو سالشه گرفتیمش باهزار زحمت آشغالای دماغشو خالی کردیم، گریه میکنه گیر داده میگه بزارید سر جاش !!!!

 

 

دخترعمم دهه هشتادیه رفته بودیم خونشون باکلی مهربونی داشت هندوونه میزاشت تودهنم ومن کلی خرکیف شده بودم که یهوجلوهمه بهم گفت بخوربزرگ شی گاوبشی.بعدمادرعزیزم گفت یعنی گاوترازاین؟؟؟میدنم سرراهی هستم

 

 

 

بابام رفته هویج خریده میگه عقلت که کار نمیکنه بگیر این هویجو کوفت کن که حداقل چشمات برای تقلب کار کنه !
این باباس ما داریم؟؟؟

 

 

 

ه بارخواهرم بهم زنگ زدتاوصل کردم گفتم کیه!!!!فک کردسوتی دادم گفت منم بازکن(مام که پررو)گفتم بیاتو!!بعدقطع کردم:-)ازچرخش روزگاریه روزرفتم دم خونشون زنگ زدم دیدم نمیزنه،نگوبرق رفته بود...زنگ زدم بهش تابرداشت گفت کیه؟ منم گفتم پشت درم دروبازکن...گفت بیاتوبعدقطع کرد!!!هوام سردگوشام داش میافتاد،حالاهی زنگ میزنم هی ریجکت میکنه:-(هیچی دیگه دومادمون بیرون بودبعد45دیقه اومدباهم رفتیم تو:-)خوخواهرتلافی کنه من دارم!!!

 

 

 

عکس العمل برادرم بعد از شنیدن قیمت یک میلیون و سیصد هزاز تومنی سکه:
ازدواجم نکردی مهریه تو بذاریم اجرا پولدار شیم! اه به هیچ دردی نمی خوری! با عصبانیت اتاق و ترک کرد
مسئولین رسیدگی کنین بی پولی داره فشار میاره هاااا
برادره من دارم آخه!

 

 

 

شمایی که اینقدر از یک گودزیلا میترسید تصور کنید یکی از اینها مریض شده حالا صبحی از مدرسه زنگ زدن که تمام این موجودات با یک اتوبوس دارن میان عیادت واقعا تصور کنید چه اتفاقی میفته به نظرتون اگه همه رو یک جا منفجر کنم چقدر از ظلم هایی که به ما شده تلافی میشه؟

 

 

 

ی پسر عمو دارم گودزیلا.ممامان بزرگم خونه ما بود زنگ زد خونشون گف عشقم عسلم گوشی رو میدی بابات؟داد زد مجید بیا ننته))))
مامان بزرگم::(ع
عموم:l
ما:)))))

 

 

 

اقابجان سنجابم!اینا(دهه ی هشتادی)قوزمیتن دایناسورگناه داره،چندخانواده ازفامیلامون نشستیم باهم یهوصحبت ازدرس خوندن داداشم شدکه بابام گفت این بچه ی ماهم مدتیه درساشو نمیخونه وهمش بازیگوشی میکنه،من خیلی شیک ومجلسی اومدم خودی نشون بدم وگفتم اره بابام راست میگه اصلادرس نمیخونه اونم نه گذاشت نه برداشت بهم گفت تویکی حرف نزن تواگه ادم بودی چندتاپستی که واسه4جوک گذاشتی تائیدمیشد!!!هیچی دیگه کاری کردتااخرمهمونی صدام درنیاد.

 

 

 

اغا من یک رفیــــق دارم گوشاش یه ذره اومده جلو...یه گـــــودزیلا دهه هشتادی هم دارن...پنج سالشه..
این رفیق ما یکبار میره خونه..گودزیلا بهش سلام نمیکنه...میگه واسه چث به من سلام نمیکنی...میگه اخه معلممون گفته به بابا و مامانتون سلام کنید...این رفیق ما هم گفته من فردا میام پیش معلمتون...این هیولاهم میگه...گوشای تو یک جوریه معلم ما راهت نمیده توی مهد...رفیقم اومده پیش من میگه واقعا گوشای من یک جوریه؟

 

 

 

یخواستم از عابر بانک شارژ ایرانسل بگیرم. اتفاقا کسایی که قبل و بعد من بودن هم شارژ میخواستن. یارو جلوییم شارژشو گرفت و رفت. من که رفتم بگیرم دستگاه یه پیام میداد که کاغذ چاپگر تمام شده است. لطفا به مسئولین شعبه اطلاع دهید. منم بیخیال شدم و اومدم کنار. دیدم نفر بعدی رفت و شارژ گرفت و اومد!!
الان شانسه ما داریم یا عابربانکه ما داریم؟!!

 

 

به بابام گفتم بابا فردا ساعت 8 بیدارم کن !! ساعت 5صبح اومده بالا سرم گفته رضا ، رضا ؛بیدار شدم بعدش گفته 3ساعت دیگه ساعت 8 میشه؛!!خو اخه بابا جون نوکرتم از تو جوب گرفتیم درست ، برا چی دیگه تا این حد فشار روانی میاری به من!!

 

 

 

عاغا بند تمبونم باز نشه اگه دروغ بگم(البته موقع اسهال....)
یه پسر عمه دارم به جون خودم قبل کنکور اینقده مومن بود حتی فیلم ایرانی هم نگاه نمیکرد میگفت اینا با هم نامحرمن/توماشین نمیذاشت اهنگ بذارم(الان فهمیدین ماشین هم دارم؟)
چشتون روز بد نبینه همین که کنکور قبول شد یه لپ تاپ گرفته تا خرخره که عکس دختر داخلشه که هیچ یه هارد اکسترنال هم جدا داره داخل اون هم پر فیلمای خاک بر سری هستش...
الان من موندم چی به این ادمای دو رو وظاهر ساز بگم....
فکو فامیله ماداریم اخه؟

 

 

 

هوای فردا افتابی و صاف تا قسمتی ابری همراه با باران و احتمال بارش برف و تگرگ می باشد.
خوب تو که همه حالت های اب و هوایی رو گفتی!!!
هوا شناسی شهر شما هم همین طوره؟

 

 

 

مـــامــــان بزرگـــم: امیـــــر , توام میخــــوای مثٍ پســـرخاله پســـرداییـــات زن نگیـــــری؟؟ :|
مـــن: کـــی گفتـــه؟؟ بذا تــابستـــون انشــاءالــله!
مـــامـــان بزرگـــم: تــوروخـــدا راس می گــــی؟؟؟؟ همـــون دختــــر خـــوشمـــله اَس؟؟
مـــن: بــــله!
مـــامـــانی: جیــــــــــغ! واااای امیـــــر مـــن می میـــرم واسش! :)
مـــن: هه! دارم غیــــرتی میشمــــاااااا ؟؟؟
مـــامـــانی: ولــــی بگمــــا؟؟ حـــق نداره پــُر رو بازی در بیـــاره بگـــه امیــــر منُ اَ شمـــا بیشتـــر دوس داره! پــوستشــو می کنـــم!
مـــن: خـــو راس میگــــه دیگــــه! میخـــوای بکشیـــش؟ مـــنم میمیـــرم اونـــوخ!
مـــامـــانی زده زیـــرٍ گـــریه میگــه : حیــفٍ مــا که انقــد تورو دوس داریــــــم!
مـــن: فـــدا اشکات خــو منم دوستـــون دارم ولـــی بحثٍ عیـــال و زنــدگی یه چیــــز دیگـــس!
مـــامـــانی: خیــلی دوســش داری؟ اونـــم خیــلی دوســت داره؟؟
مـــن: بلــــه!
مـــامـــانی: جفتتـــون بیجـــا کـــردین مــن نمیذارم تــو یکـــی رو انقــد دوس داشتـــه باشی!
مـــن: چــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا که می بینــــی دارممممم!
مـــامـــانی دنــدوناشــو فشــار میده رو هم میگـــه: باشـــه وختــــی به مـــامـــان بــابــات گفتـــم حالت جــا میـــاد!
مـــن: اونــاهم میـــدونن!
مـــامـــانی: وااااای خـــدا! حـــق نداری زن بگیــــری به جــونٍ امیــــر دیگه رات نمیـــدم خـــونه!
مـــن: راه نـــده!
آقـــا حـــرصش به مـــاکزیــممٍ حـــد رسیـــد اومـــده نیشــگونم گـــرفته میگـــه: بگــو زن نمیـــخوام! بگـــو ؟!
مـــنم تسلیــــم شدم گفتــم: بــاوشه!
آقـــا یه مـــاچٍ آبـــدار ازم کـــرده میگـــه: فـــدات بشـــم قـــدرٍ خــودت بـــدون! ژن نخـــوای عــژیــژم بــاچـــه؟؟
مـــن: خــــدایااااا باچــــه!
مـــامـــان بزرگـــه دارم مـــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

پسر داییم دو هفته است که عضو 4جوک شده
اقا ما هر جا اینو میبینیم با یه قلم کاغذ تو دستش منتظره یکی سوتی بده و این بزنه تو 4 جوک.
عجب زمونه ای شده مردم واسه دو تا لایک ادم می کشن

 

 

 

یکی از تفریحات کصیفم اینه که وقتی تو خونه یه نفر با شیشه، آب میخوره ، تمام سوالای زندگیمو تو همون لحظه ازش بپرسم و اونم با چشمو ابرو به زور اشاره کنه که بابا نمی بینی ؟؟ دارم آب می خورم !!!
منم فک و فامیلم اینا دارن ؟
والااااا

 

 

 

قربونش برم مامان جونمو
سر میز شام نشستیم ،تا قبل از اینکه ته دیگارو تقسیم کنه میتونم بشقابمو با مال داداشم عوض کنم ولی بعد از تقسیم ته دیگ ،دیگه نمی ذاره !!!
عدالت که میگن همینه دیگه ؟

 

 

شام که نمیخورین؟ اگه میخورین که بگم پیتزا بیارن؟
خوب این چه طرز تعارف کردن پدر بزرگ گلم.
فقط یدفعه درست تعارف کرد که اون دفعه هم بابام جو گیر شد و گفت نه زحمتتون نمیدیم!
خب من غذا میخام

 

 

 

یه قناری خریدم هفتاد هزار تومان. بعد پسر داییه 2سالم اومده اینو دیده کلی ذوق کرده. دره قفسشو باز میکنه و قناریمو میگیره تو دستش و میگه مامان طوطو. بعد کله ی قناریمو می خوره و همه جارو خون فرا می گره
THE END

 

 

 

یکی از خاطرات بدم اینه که وقتی سر سفره میشستییییم بابام ازم وضع کارنامه اوووو نمره هامیپرسید!!!!!!غذا واسم زهر مار میشد.........آخه اینم خونواده ی غذا زهر مار کنه ما دارییییم؟دونقطه دی


شما تابه الان چند بار توی جشن تولدتون کیک تولدتون رو بریدین بعدشم جاقوش رو لیسیدین اونم وقتی مهمون دارین؟
چند بار ها چندبار
خیلی دلم میخواد بدونم


اول دبستان بودم امتحان دیکته داشتیم نمرم خیلی کم شد(اصرار نکن روم نمیشه بگم)خلاصه از مدرسه که اومدم بیرون برگرو امتحانیم انداختم تو جوب در خونمون که اب ببره رفتم خونه به مامیم گفتم معلمون دیکته نگرفت یهوی دیدم اباجیم برگرو پیدا کرد اخه جوب خشک بود منم که انقدر هول کرده بودم که کسی نبینه یادم رفته بود حداقل اسم رو برگمو پاره کنم یا حداقل یجا دیگه بندازم .دیگه خودتون قضاوت کنید.بچه بودم دیگه

فرستنده : sh:):):):):):):)

پربروز صب لباس پوشیدم برم بیرون، یه کار ضروریم داشتم
خلاصه خعلی عجله ای رسیدم سر کوچه یه گربه مرده افتاده بود اون کنار
ی ذره رفتم جلوتر یه یاکریم له شده بود رو زمین ...
هیچی دیگه ترسیدم تا برسم بانک ، نسل موجودات زنده از زمین ورداشته شه ،برگشتم خونه
الان 2 روزه بیرون نرفتم... آذوقم داره تموم میشه:(
همچین آدم فداکاری هستم من !


زنگ زدم به مخاطب خیلی خاص میگم قربونت برم عزیزم دلم برات تنگ شده میگه جریان چیه چه خبره پروژه باید تحویل بدی؟ میگم نه عشقم کو تا آخرترم همینجوری زنگ ردم بگم خیلی دوست دارم میگه آهان دکترا جوابت کردن آدم خوبی شدی؟
چی بگم بهش آخه نخیر دکی جوابم نکرده میخام با سر از نقطه گیجگاه برم وسط دیوار بتنی از دست تو بی احساس مشکوک.


دهه هشتادیا درعین ترسناک بودن حسود وخطرناک هم هشتن به داداششون هم رحم نمیکنن.


برین خداروشکر کنین که فک و فامیل شما حداقل یه سوتی میدن بزارین تو سایت! فکو فامیل من علاوه بر بدرد نخور بودنشون،یه سوتی درست و حسابی هم نمیدن...
ای خدا... چه کنم از دستشون؟!
فک و فامیله داریم؟!



مادربزرگم برادرش بعد از یک سال و اندی تماس گرفته حالشو بپرسه بعد مادربزرگم بهم میگه کی پشت خطه میگم برادرتونه چون حالشو نداشت بیاد گوشی رو جواب بده میگه بگو نیستش!
من :|
ینی یاد بابام افتادم که پر احساسه دیدم به مامانش رفته :|


دوستم بعد از 3 سال امشب اومد دمه مغازه پیشم
من : راستی نامزدت چی شد ؟
دوستم : دیگه نامزد نیستیم .
من : بهتر بابا مگه خر مختو گاز گرفته زن بگیری خیلی هم قیافش ( ... ) بود هر دفعه می دیدم حالم بد میشد اخلاقشم که مزخرف بود اصلا تابلو بود دهاتیه باهاش حال نمی کردم....
دوستم : الان باهاش ازدواج کردم !!

 

 

 

من شبا خوابیدنی خیلی می ترسم از دست خر و پف های بابام!
انگار توخواب, جنگل می ره!
ی دقیقه خرناس شیر می کشه
بعد یهو صدای زوزه گرگ می ده
بعد بوی عجیبی فضای خونه رو پر می کنه,حدس می زنم خواب راسو دیده این ی تیکه رو
ی دفعه صدای گوریل در میاره و...
خلاصه بد وضعیه,واقعا ترسناکه

 

 

 

داشتم با پسر خالم اس بازی میکردیم.اقا نمیدونم چی براش نوشتم جواب داد:بعععععععععععله..
منم براش نوشتم به سلامتی گوسفند شدی بع بع میکنی...
هیچی دیگه بچه قهر کرد...ج اس نداد...
به من چه خودش حساسه...
پسر خاله هم پسر خاله قدیم...

فرستنده : Miss.gol

داشتــــم با بـــابـــام ســـرٍ یه قضیــــه بحـــث می کــــردم!
بـــابـــام: اصـــن تو رو چه حســـابی انقـــد با اطمینـــان حـــرف می زنــــی؟؟
مـــن: اَ خـــودم که نمیگــــم دایـــی مهــــران گفته!
بـــابـــام: دایــــی مهــــرانت بعدش یه خـــورده صـــداشو آورد پاییـــن گف غلـــط کــــرد!
آقـــا شما نگیـــن مـــامـــانم واستـــاده گــــوش کــــرده, بــابـــامم تا مـــامـــانُ دید هُل شد گف: امیــــر تو غلط کــــردی انقد شـــر و ور میگی!
مـــامـــانم:O
بـــابـــام: آخ ســــرم چقد درد می کنــــه, فــــردا جلســـه دارم بـــرم بخـــوابم!
مــــن داشتــــم مبلُ گاز میــــزدم !
بـــابـــایٍ فیــــلمـــه داریـــــم؟؟


داشتم عکسای یه بازیگر خارجی مورد علاقمو دانلود میکردم که یهو دیدم یکی پشتم واستاده! بـــــله خاهر دهه هشتادیم بود! چنان قربان صدقه بازیگره رفت که من شدم این 0_o
بش میگم خجالت بکش، میگه:" این عشقه منه از چی باید خجالت بکشم! خیلی دوسش دارم! وای مدل موهاشو!" بعد سریع رفت یه شونه آورد موهاشو مثل همون بازیگره درست کرده! بعدشم یه ماچ بازیگره رو کردو رفت!(صفحه مانیتور البته)
ینی خدایی ما دهه شس هفتادیا تو سن این جرات نداشتیم اسم عشقو بیاریم چه برسه ... (لرزه بر جان افتادن!)
:||||

سلام این اولین پستم هست پس می خوام راستگو باشم آحه این مطلب رو از پیام نما خوندمکل فک و فامیل دسته جمعی رفتیم خونه یکی اژ این فامیل های نزدیک اونام یه دونه گودزیلا داشتنگودزیلا :خاله کی میرین؟خاله :ما که تازه اومدیم عزیزمگودزیلا :آخه بابام کیک خریده گفت وقتی شما رفتین میخوریمش بعدش سریع رفت در یخچال رو باز کرد گفت تازه ایناهاشخاندان داشتن از خنده زمین رو گاز میزدن بیچاره بابای گودزیلا آب شدوقتی داشتیم میرفتم قسمش دادیم گودزیلا رو نزنه هم اکنون هم هیچ خبری از سلامتی گودزیلا در دست نیست

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ اولدوز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ..."
صفحات دیگر
امکانات وب

  • سبزک | تبلیغات متنی