ستاره
فرهنگی آموزشی سرگرمی اطلاع رسانی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

دم خرس (داستان کوتاه آموزنده از مجموعه داستانهای زنگ عدالت)

 

سرخ‏پوستان گرد آتش نشسته بودند و پیرمردى جلو همه ایستاده بود. آنها از کار روزانه دست کشیده بودند و دوست داشتند داستانى بشنوند، چون آنان از شنیدن افسانه‏ها درباره جانوران جنگل و پرندگان بسیار لذت مى‏بردند.
پیرمرد سرخ‏پوست داستانش را آغاز کرد و گفت: در روزگاران قدیم خرس جنگلى دمى بلند و پشمالو داشت و بسیار به این دم زیبا مى‏بالید. روباه نیز دم‏بلندى داشت، ولى از دم خرس کوتاه‏تر بود. عادت زشت خرس این بود که هر وقت روباه را مى‏دید، او را به سبب کوتاهى دم مسخره مى‏کرد. روباه هوشمند تصمیم گرفت از خرس مغرور انتقام سختى بگیرد.
یکى از روزهاى بسیار سرد که آب برکه‏ها و رودخانه‏ها یخ بسته بود، روباه سبدى را از ماهیان کوچک پر کرد و آن را برداشت و به جستجوى خرس رفت. هنگامى که خرس او را دید، پرسید: «در سبدت چه دارى؟»
- چند ماهى کوچک براى شام.
- دوست خوبم، مى‏دانى من از خوردن ماهى بسیار لذت مى‏برم. آیا مرا به ماهیانى که در سبد دارى، میهمان مى‏کنى؟
- آنها ماهیان کوچکى هستند و براى شما غذاى درخورى نیست. اى کاش دم بلند شما را داشتم! در آن صورت، از رودخانه ماهیان بزرگ‏ترى مى‏گرفتم.
- مگر مى‏شود با دم ماهیگیرى کرد؟
- چرا نشود! کافى است به رودخانه بروى و یخ را سوراخ کنى و دمت را در آن فرو برى. در این وقت، ماهیان براى آویزان شدن به آن هجوم مى‏آورند.
- ولى آب بسیار سرد است.
- هر چه آب سردتر باشد، ماهیگیرى موفقیت‏آمیزتر است.
خرس به سوى رودخانه شتافت، یخ را سوراخ کرد و دمش را در آن فروبرد. او احساس مى‏کرد آب سرد دمش را مى‏گزد، ولى به طمع ماهیان خوشمزه آن درد را تحمل کرد. روباه در کنارى ایستاده بود و به خرس قوت قلب مى‏داد و مى‏گفت: «مبادا حرکت کنى! تا هنگامى که در دمت سنگینى احساس کنى، صبر کن. در آن هنگام، آن را بکش تا ببینى که ماهیان بزرگى به آن آویزان است».
دم خرس از شدت سرما بى‏حس شد و سرانجام صبرش به پایان رسید. وقتى که خواست دم خود را از آب بیرون بکشد، دید نمى‏تواند، زیرا آب دراطراف دمش منجمد شده بود. او مى‏ترسید که اگر آن جا بماند، از شدت گرسنگى و سرما بمیرد. از این رو، با تمام توان دم را کشید و حس کرد از یخ رها شده است، ولى قسمت بزرگى از دمش که به یخ چسبیده بود، جدا شد و میان یخ‏ها باقى ماند.
از آن روز دم خرس کوتاه شد و دیگر نتوانست روباه را مسخره کند.

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ..."
صفحات دیگر
امکانات وب

  • سبزک | تبلیغات متنی