ستاره
فرهنگی آموزشی سرگرمی اطلاع رسانی 
قالب وبلاگ
نويسندگان
اســـرار قلب با استناد به هفتاد منبع علمی

أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ
آیا در زمین گردش نکرده‏اند تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند در حقیقت چشمها کور نیست لیکن دلهایى که در سینه‏هاست کور است
(الحج : 46) 
این بحث علمی نوین در صدد ارائه ی دیدی جدید از قلب می باشد که با قرآن نیز سازگار است 
روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد * مگر کسى که دلى پاک به سوى خدا بیاورد
الشعرا:88-89
چرا این بحث؟ 
- قلب بیش از صد بار در قرآن ذکر شده است . واین نشان دهنده اهمیت این عضو است
- سلامتی هر فرد بر مبنای سلامت قلب وی سنجیده می شود 
- توقف قلب شما از کار کردن به معنای پایان زندگی شماست
- سلامت قلب ، سلامت همه ی بدن است و بیماری آن ، بیماری تمام بدن است.
- برای همین دوستان من ، در این بحث فقط معلومات ارائه نمی شود بلکه نوعی تلنگر به دل های ما نیز می باشد
مقدمه ی کوتاه...
چه چیز جدیدی ارائه می دهیم با استناد به هفتاد منبع علمی تا مدت ها به قلب فقط بعنوان دستگاه پمپاژ خون نگاه می شد (نه کمتر و نه بیشتر ) امّا با شروع قرن 21 و افزایش جراحی های قلب و کاشت قلب ، بتدریج کشف هایی در مورد قلب نمودار شد که محققان هیچگونه تفسیری برای آن نداشتند و فقط می بایست دید خود را به قلب تغییر دهیم... 
قلب بر حالت روانی فرد تاثیر می گذارد... 
قلب نقش مهمی در سلامت روانی فرد دارد!! 
در اینجا جدیدترین تحقیقات را ارائه می دهیم . طبق مطالعات انجام شده افرادی که قلب خود را عوض کردن ( یعنی قلب طبیعی و مصنوعی دیگری را جایگزین قلب خود نمودند ) . در رفتارشان تغییرات عمیق نفسانی مشاهده شد . که گاهی این تغییرات در اعتقادات ، علایق ( آنچه دوست دارد و آنچه دوست ندارد) و حتی ایمان فرد نیز ظاهر می شود. 
قلب و جنین
قلب در جنین قبل از مغز بوجود می آید واز بوجود آمدن تا مردن ضربانش ادامه
هنگامی که جنیین بودی و فقط 21 روز از عمرت می گذشت قلبت شروع به تپیدن و فرستادن خون به تمام نقاط بدن را نمود وهنگامی که بالغ شدی روزانه هزار لیتر خون را این قلب پمپاژ می کرد و هنگامی که به سن هفتاد سالگی برسی در آن وقت قلب شما به مقدار یک ملیون بشکه خون را در بدن جا به جا نموده است. 
قلب فراتر از دستگاه پمپاژ
قلب به یاد می آورد و احساس می کند و دستوراتی را برای سایر اعضا می فرستد 
قلب دارای سلول های عصبی بسیار پیچیده ای است و هورمون های از خود ترشح می کند که کار سایر اعضای بدن را تنظیم می کند . قلب می تواند به یاد آورد ، و حس کند و عواطف را در اختیار بگیرد . قلب با هر ضربان پیامی را بوسیله خون به مغز و سایر اعضای بدن می فرستد . آهنگ ضربان قلب نیز با توجه به حالت روحی تغییر پیدا می کند 
Does your heart sense your emotional state?
شگفتی: قلب فکر می کند
ده ها بحث نشان می دهند که قلب بر بدن حکم می راند و نه مغز!! 
امروزه بسیاری از محققان معتقدند که قلب توجیه گر مغز در انجام کارهایش می باشد ، آنها می گویند هر سلول از سلول های قلب دارای حافظه می باشد ! دکتر schwartz میگوید که تاریخ هر فرد درون سلول های بدن او نوشته می شوند . وبسیاری از محققان تاکید می کنند که قلب مکان ذخیره ی معلومات می باشد.
University of hawaii 
نوع کارکرد قلب
قلب از طریق خون به تمام نقاط بدن اکسیژن می رساند . این اعضا دی اکسید کربن موجود در خود را با خون به شش هامیرسانند که در اینجا شش با عمل دم و بازدم دی اکسید کربن موجود را از بدن خارج می سازد . شبکه ی انتقال خون به اعضای بدن اگر به هم وصل شود ، سیستمی به طول صد هزار کیلومتر را شکل می دهد
ارتباط این قلب و مغز
نزدیک به سی سال است دانشمندان ارتباطی را بین قلب و مغز را کشف نمودند. آنها مشاهده کردند که قلب نقشی اساسی را در فهم ما از دنیای پیرامون مان ایفا می کند . داستان از جایی شروع شد که دانشمندان شروع به مشاهده ارتباط بین آنچه انسان می فهمد و درک می کند وبین میانگین ضربان قلب ،فشار خون و تنفس ، نمودند. 
paul pearsall , Gray E. schwartz , Linda G. Russek, organ Transplants and
Celluar Memories, Nexus Magazine, April – May 2005 
نظام عصبی قلب
دکتر Armour می گوید که قلب دارای نظام خاصی است که می تواند اطلاعات ارسالی به آن از تمام نقاط بدن را سامان ببخشد . به همین دلیل است که موفقیت جراحی کاشت قلب تا حد زیادی بستگی به توانایی قلب جدید در هماهنگ ساختن خود با این نظام است
Science of The heart, Institiute of HeartMath 
حافظه فقط در مغز نیست
پروفسور Schwartz متخصص روانپزشکی در دانشگاه آریزونا و دکتر Linda Russek می گویندکه قلب دارای قدرتی است که با آن می تواند اطلاعات را ذخیره و تعدیل کند ! . در تنیجه حافظه فقط در مغز نیست بلکه قلب نیز می تواند محرک و یا ناظر آن باشد . دکتر Gray بیش از 300 عمل کاشت قلب را بررسی کرده است و در همه آنها مشاهده نموده است که بعد از عمل تغییرات جذری و عمیق فراوانی در افراد رخ می دهد
Linda Marks, THE POWER OF THE HEART. 

قلب و احساسات
قلب مصنوعی صاحب خود را از بیان احساسات محروم می کند! 
در اینجا امری و جود دارد که اهمیت برانگیز است و آن این است که دارندگان قلب های مصنوعی قدرت خود خود را در دوست داشتن و بیان احساسات از دست می دهند تا کنون جراحی های پیوند قلب مصنوعی فراوانی انجام شده است که همراه با موفقیت نیز بوده اند . لیکن افراد عمل شده بعد از عمل می گویند که احساسات شان به طور کلی تغییر کرده است . آنهامی گویند که دیگر نمی دانند که چگونه دوست بدارند و احساسات خود را بیان کنند . همچنیین رفتارشان با خانواده نیز دچار تغییر شده است
Washington Post, 11/08/2007 
اعتراف دانشمندان
تا این لحظه دانشمندان نتوانستند پرده از این راز بردارند که چرا این تغییر روحی عمیق در افراد رخ می دهد؟ و چه ارتباطی بین قلب انسان و عواطف واحساسات او وجود دارد ؟... پروفسور Caplan رییس قسمت رفتار پزشکی در دانشگاه پنسلونیا می گوید: دانشمندان آنچنان که باید رابطه رفتار و قلب را بررسی نکرده اند و ما به قلبفقط به چشم عضوی همانند سایر اعضای بدن نگاه می کنیم
مغز در قلب
میانگین ضربان قلب بسته به حالت عاطفی تغییر می کنددکتر J.Andrew Armour می گوید : « درون هر سلول از سلول های قلب مغزی بسیار پیچیده وجود دارد . در قلب بیش از 4000 سلول عصبی با نهایت دقت کار می کنند . که کار شان تنظیم ضربان قلب ترشح هورمون ها و ذخیره اطلاعات است . سپس این اطلاعات به مغز فرستاده می شود . این اطلاعات نقشی اساسی در فهم و درک ما دارند»
Science of the heart, Institute of HeartMath 
قلب سلول های مغز را توجیه می کند 
بعضی از دانشمندان تاکید دارندکه اطلاعات از قلب به ساقه ی قلب فرستاده ، و درآنجا از راه های خاصی به مغز داخل می شوند و به توجیه سلول های مغز برای فهم و درک می پردازند . برای همین بعضی از دانشمندان امروزه دست به تاسیس مراکزی می زنند که درصدد تبیین رابطه بین قلب و مغز و قلب و احساسات می باشند
de-stress, stress survey, well-being, stress solutions, lower stress, stress management tools, Institute of HeartMath
کد قلب
دکتر Paul Pearsall بعد از تجارب و تحقیقات فراوان می گوید :« قلب احساس می کند و به یاد می آورد وارتعاشاتی می فرستد که با آنها با قلب دیگران ارتباط برقرار می سازد . همچنین به بالا رفتن مصونیت کمک می کند و حاوی اطلاعاتی است که با هرتپش آن را به سایر نواحی جسم می فرستد» وبعضی از دانشمندان از خود می پرسند : آیا ممکن است که حافظه در قلب ما سکونت داشته باشد؟ دکتر Paul در کتاب خود کد قلب می افزاید: «تو وقتی که شاد یا ناراحت می شوی و یا امری تو را شگفت زده می کند ناخودآگاه دستت را بر قلبت خود می گذاری» 
The Heart’s Code 1999 
قلب اطلاعات را به مغز می فرستد
قلب با ضربان منظم خود ریتم کامل جسم را دراختیار دارد قلب وسیله ارتباطی بین اعضای بدن است . به اینصورت که تمام اعضای بدن خون از آنها عبور می کند و این خون با خود اطلاعات را بین اعضا رد و بدل می کند . بنابراین قلب نتنها اعضای بدن را با خون تازه تغذیه می کند ، بلکه علاوه بر این تمامی اعضا را با اطلاعات تازه نیز تغذیه می کند و این چیزی است که دانشمندان امروزه بر آن تاکید دارند Institute of HeartMath 
میدان مغناطیسی قلب
از تحقیقات عجیب انجام شده بر روی قلب ، تحقیقی است کهدر بخش « ریاضیات قلب» انجام شده است و در آن تحقیقثابت شده است که قلب دارای میدان مغناطیسی بسیار قوی می باشد که حتی بر اطرافیان مان تاثیر می گذارد. یعنی اینکه فرد می تواند با قلب خود با اطرافیانش ارتباط برقرار سازد بدون اینکه سخنی بر زبان بیاورد!!! همانطور مشاهده شده است میانگین ضربان قلب بر امواجی که مغز ازخود ساطع می کند (امواج آلفا) تاثیر می گذارد به این صورت که هر اندازه میزان ضربان قلب بیشتر باشد ، میزان پخش این امواج بیشتر است. 
Science of the heart, Institute of HeartMath 
امواج مغناطیسی قلب
مرکز ریاضیات قلب تحقیقات زیادی را انجام داده است که در آنها ثابتمی کند که قلب امواج مغناطیسی بسیار قدرتمندی را از خود ساطع می کند که در انجام وظایف مغر اثرمی گذارد و ممکن است بر فهم و درک ما نیز اثر بگذارد . علاوه بر این قلب در بین اعضای بدن دارای قویترین میدان مغناطیسی می باشد که ممکن است بر سایراعضای بدن نیز کنترل داشته باشد
Science of the heart, Institute of HeartMath 
قلب و ادراک
قلب در هنگامی که فرد اطلاعاتی کسب می کند ،تغییر می یابد و این نقش قلب را در ادراک ثابت می کند قلب سالم ، صاحب خود را در یادگیری کمک می کند 
دو محقق بنام های Rolian McCraty و Mike Atkinson ثابت نمودند که بین عملیات ادراکی مغز و قلب ارتباط وجود دارد . آنها با مشاهده نشاط همزمان الکتریکی مغز و قلب درهنگام ادراک ،به این نتیجه رسیدند . آنها همچنیین در یافتند که هر اندازه فعالیت قلب در هنگام یادگیری کاهش یابد میزان فهم و یادگیری نیز کاهش می یابد
Rolian McCraty, The scientific Role of the Heart in Learning and Performance 
قلب بر مغز سایرین اثر می گذارد...
نتایجی که مرکز ریاضیات قلب منتشر کرده است واقعاً اعجاب آور است . و تاکید می کند هنگامی که به فردی نزدیک می شوید و با اوحرف بزنید یا اورا لمس می کنید ، تغییرات حاصل شده در نظام ضربان قلب شما بر عملکرد مغز فرد مقابل تان اثر می گذارد !!! یعنی قلب شما بر مغز فرد روبه روی شما اثر می گذارد
- میدان الکتریکی قلب 50 -100 بار قوی تر از مغز است
- میدان مغناطیسی قلب 5 هزار بار قویتر از مغز است
- قلب به کلمات آسایش دهنده واکنش نشان می دهد و میانگین تپش و میدان مغناطیسی آن تغییر می یابد و بر افراد پیرامون خود اثر می گذارد
Science of the heart, Institute of HeartMath 
یک داستان که ثابت می کند قلب مرکز ایمان است 
مرد جوانی که نظریات الحادی نیز داشت با زنی جوان ازدواج می کند این مرد بسبب مشکلات پس از مدتی با شلیک گلوله ای به سر خود خودکشی می کند . اما قلب او سالم می ماند و پزشکان پس از بیرون آوردن قلب وی آن را به جوانی مومن که انجام کارهای نیک را نیز دوست داشت پیوند دادند... پس از مدتی اتفاق صورت می گیرد و آن مرد با بیوه فردی که خودکشی کرده است آشنا می شود و با او ازدواج می کند اما پس از طی زمانی آن مرد نیز نظریات الحادی همسر قبلی آن زن را کسب می کند و او نیز با شلیک گلوله ای به سر خود خودکشی می کند ! . این داستان تا حد زیادی ثابت می کند که مرکز تفکر ، ایمان و ادراک در قلب است و نه مغز .حال اگر قلب فقط ماهیچه ای بیش نبود چگونه آن مرد به این زن علاقه مند شد؟ و چرا به همان شیوه خودکشی نمود؟
Daily Mail, 10/4/2008 
پیشی گرفتن قرآن در علم قلب
آیا قرآن از دانشمندان غرب سبقت گرفته است!؟ 
قرآن با ما از حقایقی درباره قلب سخن گفته است که علم امروزی تا بحال آنها راکشف نکرده بود . و تحقیقات جاری نیز ، چیزهای بیشتر و بیشتری را کشف می کنند که همه ی این ها عظمت و اعجاز این کتاب عظیم را بیشتر نمایان می سازد و جوابی است در پاسخ به همه ی کسانی که به قرآن شک دارند و آن را نوشته ی بشر می دانند .
قرآن تاکید می کند که...
1. قلب ابزارتفکر است
2. چشم ابزار دیدن است
3. گوش ابزار شنیدن است 
و برای همین می گوید : (وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ ) الاعراف :179 
ترجمه : «و به راستى بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریده‏ایم [چرا که‏] دلهایى دارند که با آن در نمى‏یابند، و دیدگانى دارند که با آن نمى‏بینند، و گوشهایى دارند که با آن نمى‏شنوند، اینان همچون چارپایانند، بلکه گمراه‏تر، اینان غافلانند» 
اشاره قرآن به نقش قلب در ادراک
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ
آیا در زمین گردش نکرده‏اند تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند در حقیقت چشمها کور نیست لیکن دلهایى که در سینه‏هاست کور است
(الحج :46) 
اشاره قرآن به نقش قلب در تفقه طبق حقایق علمی که به آنها اشاره شد ، نقش قلب در ادراک برای ما روشن گردید ..حال ببینیم قرآن در این مورد چه می گوید: 
لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا
دلهایى دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمى‏کنند
(الاعراف : 179) 
قرآن به حافظه ی قلب اشاره می کند
در تحقیقات علمی بسیار دقیقی که صورت گرفته است دانشمندان تاکید می کند که هر سلول از سلول های قلب مرکزی برای انباشت اطلاعات است 
وَلِیَبْتَلِیَ اللّهُ مَا فِی صُدُورِکُمْ وَلِیُمَحَّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
تا بدین‏سان خداوند نیات شما را بیازماید، و آنچه در دل دارید بپالاید، و خداوند به راز دلها آگاه است‏
ال عمران :154 
وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ
و خدا بر دلهایشان مهر نهاد در نتیجه آنان نمى‏فهمند
(التوبه : 93)
قلب ... و دروغ
قرآن منطقه دروغ و منطقه راستگویی را مشخص کرده است 
طبق تحقیقات ، مرکز دروغگویی پیشانی می باشد که در هنگام دروغ گفتن نیز بیشترین فعالیت را دارد . اما اطلاعاتی که قلب ذخیره می کند کاملا درست و صادق می باشند بنابراین وقتی انسان با زبانش دروغ می گوید عکس آن چیزی را می گوید که در قلب او وجود دارد
لذا خداوند می فرماید: « یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ»
ترجمه : «چیزى را که در دلهایشان نیست بر زبان خویش مى‏رانند» (الفتح :11) .
پس زبان در اینجا با دستوری از پیشانی حرکت می کند : «نَاصِیَةٍ کَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ »
ترجمه : «موى پیشانى دروغ‏زن خطاپیشه را» (العلق : 16) 
قلب و ایمان
بسیاری از وقایع و تحقیقات نشان داده است که صاحب قلب مصنوعی ایمان خود را از دست می دهد !!! 
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ
اى پیامبر کسانى که در کفر شتاب مى‏ورزند تو را غمگین نسازند [چه] از آنانکه با زبان خود گفتند ایمان آوردیم و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود
(المائدة :41) 
قلب ... و ترس
هنگامی که از دارندگان قلب های مصنوعی سوال شد که احساس تان چیست؟آنها گفتند که ما دیگر معنیترس را از دست دادیم... آنها دیگر نمی ترسند و به اموری که در آینده رخ خواهد داد اهمیت نشان نمی دهند . 

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
مؤ منان تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود دلهاشان ترسان می‏گردد
(الانفال : 2) 
حافظه ی سینه
تحقیقات نشان می دهد که بیشترین تغییرات زمانی رخمی دهند که قلبی و یا ریه فردی را جایگزین کنند و ما می دانیم که سینه انسان به صورت عمده حاوی ریه و قلب است 
وَلِیَبْتَلِیَ اللّهُ مَا فِی صُدُورِکُمْ وَلِیُمَحَّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
براى این است که خداوند آنچه را در دلهاى شماست [در عمل] بیازماید و آنچه را در قلبهاى شماست پاک گرداند و خدا به راز سینه‏ها آگاه است (ال عمران : 154) 
قران به نقش سینه در ذخیره ی اطلاعات اشاره می کند
حالاتی نیز مشاهده شده است که افراد بعد از کاشت ریه دچار تغییرات عمیق رفتاری شده اند!! 
وَأَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
و [اگر] سخن خود را پنهان دارید یا آشکارش نمایید در حقیقت وى به راز دلها آگاه است
(الملک :13)
نکته : میتوانید با نگاه به منابع این تحقیق ، بررسی هایی را مشاهده کنید که به نقش ریه و قلب در ذخیره ی اطلاعات اشاره می کنند
آرامش قلب
محقققان می گویند اولین عامل مرگ و میر اضطرابات قلبی است و بعضی از صدا ها قلب را آرام میسازند 
الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
همان کسانى که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد 
(الرعد :28 ) 
سخن آخر
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا، پس از آنکه هدایتمان کردى، دلهاى ما را مگردان، و رحمتى از سوى خویش به ما ارزانى دار که تو بخشنده‏اى‏

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ اولدوز ]

خوشبختى‏، واقعیت یا خیال (سیمای خوشبختی)

بدون شک هدف از خلقت هستى و به دنبال آن خلقت انسان و پدید آمدن زندگى بشرى، رساندن انسان به نقطه کمال و وصول او به بالاترین رتبه انسانى، یعنى مقام قرب و عبودیت است. از این رو انسان فطرتاً موجودى کمال‏جو و سعادت طلب است و همواره در پى رشد و پرورش استعدادهاى درونى و فطرى خویش است.
بدیهى است که مسئله سعادت و خوشبختى و اندیشیدن در راههاى رسیدن به آن، از مباحثى است که ذهن هر انسان پویا و طالب رشد و تعالى را آرام ننهاده و همچون آبى گوارا، سرشت تشنه او را بسوى خود فرا مى‏خواند.
به سخن دیگر، هر انسانى در فطرت خود، چنین حالت جستجوگرى را احساس مى‏کند، امّا تمام انسانها، این قوّه درونى را به فعلیت نرسانده و آن را به منصه ظهور نکشانده‏اند. این به فعلیت درنیامدن از آن جهت است که گوهر سعادت و خوشى امرى وابسته به قوّه عقل است و انسانهایى در آرزوى وصول به آن بسر مى‏برند که در تقویت قوّه عاقله خود و چیره ساختن آن بر قواى حیوانى، از هیچ کوششى فروگذار نکنند.
در واقع، انسان داراى دو گونه حیات و زندگى است، حیاتى ظاهرى و غیر انسانى، و حیات معنوى و الهى. کسانى به خوشبختى و حیات طیب معتقدند که حیات معنوى و الهى را بر حیات ظاهرى و غیر انسانى چیره سازند. به همین دلیل در جوامع ماشینى امروز، بویژه جامعه غربى، که میدان دادن و پرداختن به حیات حیوانى اثرى از حیات معنوى در آنان باقى نگذاشته است؛ عده‏اى بر این باوراند که نه تنها گوهر خوشبختى و سعادت دست یافتنى نیست، بلکه اساساً چنین گوهرى وجود نداشته و جهان، جز شرّ و بدبختى و یأس، بر چیز دیگرى استوار نشده است. ترویج این فکر شیطانى سبب شده که پیروان این نظریه غالباً در زندگى خود مأیوس بوده و سرانجام، دست به خودکشى بزنند.
استاد شهید آیت اللَّه مرتضى مطهرى با استفاده از آیه ذیل به تحلیل اشتباه این مسلک مى‏پردازد:

(وَاتُوا البُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِها وَاتَّقُوا اللَّه لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)
پسندیده آن است که به خانه‏ها از درها وارد شوید و از خدا بترسید تا رستگار شوید.
این دستورالعمل در آغاز بسیار ساده به نظر مى‏رسد، چرا که هر عاقلى مى‏داند، براى ورود به خانه باید از راه ورودى آن استفاده نمود، امّا آیه درصدد بیان مطلبى شیرین‏تر است، و آن این که تنها خانه نیست که درِ مخصوص داشته، بلکه زندگى، خوشبختى و حیات طیب نیز درِ مخصوصِ به خود دارد. بسیارى از افراد، تمام عمر را در پس دیوارِ زندگى گذرانده و در سعى و تلاش براى رسیدن به محوطه خوشبختى، آب در هاون مى‏کوبند و سر انجام، دچار همین تزلزل اعتقادى شده و وجود گوهر سعادت را منکراند، در حالى که خداوند سبحان در دو جمله، مدخَل خوشبختى و برخوردارى از حیات طیب را نشان داده است، آنجا که مى‏فرماید:

(الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ)
کسانى که ایمان آورده و عمل صالح و نیکو انجام مى‏دهند، (یعنى از درِ مخصوص زندگى وارد مى‏شوند) خوشا زندگیشان و نیکو باد فرجامشان.
بنابر این نه تنها خوشبختى و سعادت وجود دارد، بلکه راه وصول به آن، با برترى دادن حیات معنوى بر حیات حیوانى، بسیار هموار و ممکن است.

تعریف خوشبختی

آنان که به سعادت اعتقاد دارند و بنابر فطرت خویش به دنبال آن هستند، در تشخیص «خوشبختى» به نقطه واحدى نرسیده‏اند و دیدگاه‏هاى مختلفى از سعادت و خوشبختى ارائه داده‏اند. براى بررسى این دیدگاه‏ها چاره‏اى جز بیان رابطه معناى سعادت با مفاهیم مربوط به آن نداریم.

الف ) رابطه خوشبختى و لذّت:

برخى کامیابى از امکانات موجود و رسیدن به لذتهاى ظاهرى و باطنى انسان را خوشبختى دانسته و محروم بودن از آنها را رنج و شقاوت بر شمرده‏اند. حتى بسیارى از کسانى که باورهاى دینى دارند و با همین باورها زندگى مى‏کنند نیز دچار این اشتباه شده و دست یافتن به این لذتها را اوج خوشى خود مى‏دانند، و حال آن که پس از مدتى و گاه پس از رسیدن به این لذتهاى ناپایدار، دچار پشیمانى شده و راه را از چاه تشخیص مى‏دهند. در حالى که انسان خوشبخت کسى است که هرگز از رسیدن به سعادت، دچار پشیمانى نشده و حسرت ایام گذشته را به دل راه نمى‏دهد.
در واقع لذت، که نشانه‏اى از یک احساس درونى و مربوط به زمان حال است، پیرو مطبوع بودن و یا نبودن شى‏ء خارجى براى نفس است، و لیکن سعادت و خوشى زندگى امرى فراتر از درون و بیرون انسان است. خوشبختى، به مجموعه انسان تعلق مى‏گیرد و اختصاص به زمان حال نداشته، بلکه شامل آینده نیز مى‏شود.
خوشبختى تابع مصلحت داشتن یا نداشتن عمل است، نه مطبوع بودن یا نبودن. بدین معنا که انسان با کمک گرفتن از قوه عاقله و دستورهاى شرع، به ارزیابى ظرفیتهاى خود مى‏پردازد و عملى که ظرفیت بیشترى را از او سیراب کند برمى‏گزیند. چه بسیار اعمالى که مورد قبول طبع انسان است ولى به مصلحت او نیست و یا به عکس آن.
کامیابى از لذت، مربوط به یک عضو و یا دسته‏اى خاص از اعضاى انسان است، که با بکار گرفتن غریزه بدست مى‏آید و به عبارتى، یک مطلوب غریزى است؛ بدین سان تشخیص آن به وسیله تجربه، بسیار آسان و محدود است. و لیکن با نیل به خوشبختى، تنها یک عضو از اعضاى انسان کامیاب نمى‏شود بلکه این مجموعه انسان است که به اوج مى‏رسد. بدین جهت تشخیص عوامل آن، مشکل و بستگى به تفسیر هستى و جهان بینى هر فرد دارد. حال اگر خوشبختى، به معناى وصول به لذت باشد، آیا باید انسانى را که با پیروى از غریزه خود، به لذتى کوتاه دست مى‏یابد - هر چند از راه مشروع - خوشبخت دانست ؟ و یا فردى را که با داشتن قدرت مالى، به کامیابى از امکانات اطراف خویش مشغول است، سعادتمند شمرد؟ چه بسیاراند افرادى که در اوج ثروت و لذت، در لحظاتى به یک بن بست رسیده و احساس عطش درونى خود را ظاهر ساخته و به شکست در زندگى اعتراف مى‏کنند.
بنابر این باید گفت: لذت، مقارن با خوشبختى است و هر مرحله‏اى از سعادت و خوشى زندگى، لذتى را به همراه دارد، امّا نیل به هر گونه لذتى خوشبختى نیست. چه بسا لذتهایى که مانع از لذتى شیرینتر شده و یا مقدمه‏اى براى رنجى دردناکتراند.

ب ) رابطه خوشبختى و آرزو:

جمعى دیگر چنین پنداشته‏اند که سعادت و خوشبختى انسان در تحقق یافتن آرزوهاى اوست، چنان‏که بیشتر مردم در بیان خوشبختى خود، آروزها و نیل به آنها را بیان مى‏کنند، و سعادت کامل را براى کسى مى‏دانند که به تمام آرزوهاى خود رسیده است؛ و اگر به بخشى از آنها رسیده باشد، به همان اندازه آن شخص را خوشبخت مى‏دانند، و کسى را که به هیچ یک از آرزوهاى خود دست نیافته باشد، بدبخت و بیچاره مى‏دانند.
در پاسخ به چنین پندارى باید گفت که آرزو با خوشبختى در ارتباط است؛ ولى نیل به آرزوها ضامن سعادت انسان نیست. امید و آرزو سبب تحرک و تلاش انسان مى‏شود. انسان در آرزوى سعادت و براى رسیدن به آن، به سختیهاى روحى و جسمى تن در مى‏دهد؛ امّا با این همه، اسلام از یک سو به محدود کردن آرزوها دستور داده، و از سوى دیگر عمیق کردن آنها را سفارش نموده است.
امام على(ع) - آگاه‏ترین مرد عالم اسلام پس از رسول اکرم(ص) در بیان معیارهاى خوشبختى انسان، به کوتاهى آرزوها اشاره نموده و مى‏فرماید:
«طوبى لمَن قصّر أمله و اغتنم مهله
خوشابه حال کسى که آرزوهاى خود را کوتاه کند و فرصتهایش را غنیمت شمارد.
علاوه بر آن، در بسیارى از موارد انسان پس از دستیابى به آرزوى خود، از رسیدن به آن احساس ندامت و پشیمانى مى‏کند. در جامعه امروز، بسیارى در آرزوى رسیدن به آزادى کامل و رهایى از قید و بندهاى اخلاقى، باتلاش وتکاپوى بسیار، خود را به غرب، سرزمین آزادیهاى ضد انسانى، مى‏رسانند، امّا پس از چندى نه تنها خوشى را در کنار خود نمى‏یابند، بلکه خود را در نهایت شقاوت، بدبختى و افسردگى مى‏بینند، حال آن که انسان پس از رسیدن به سعادت و خوشبختى، احساس ندامت نخواهد کرد.
همچنین آرزوهاى آدمى، تابع میزان فهم و علم اوست. انسان همواره در آرزوى چیزهایى است که آنها را سودآور مى‏بیند و بسیارى از راههاى خوشبختى را آرزو نمى‏کند، چرا که آنها را نمى‏شناسد یا آنها را به ضرر خود مى‏پندارد و این دو مسأله ناشى از جهل انسان و فقر معنوى اوست. قرآن کریم با تکیه بر این مطلب مى‏فرماید:
(عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)
بسا چیزى را ناخوش بدارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى‏دارید و آن برایتان بد است. خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید.

ج ) رابطه خوشبختى و رضایت:

دسته سوم خوشبختى هر فرد را، رضایت و خشنودى او از وضع موجودش مى‏دانند. بر این اساس، رضایت؛ یعنى، خشنودى از حال و مرتبه‏اى که در آن هستیم؛ مرحله‏اى که پس از تحقق یافتن آروز قرار دارد.
در حالت رضایت، پشیمانى راه ندارد، چرا که فرض ما بر این استوار است که شخص از وضع موجود راضى است، بنابر این اشکال اول آرزو، برآن وارد نیست.
همچنین احساس رضایت، حالتى است که تمام وجود انسان را سرشار و بهره‏مند مى‏سازد و یک جانبه و مربوط به عضو خاصى نیست. بدین جهت اشکال مطرح شده در لذت نیز شامل آن نخواهد شد. با این وجود، هنوز نمى‏توان کسانى را که از وضع موجودشان راضى هستند، سعادتمند دانست؛ چرا که رضایت نیز مانند آرزوهاى انسان، تابع علم و جهل بوده و با سطح فکر انسان در ارتباط است. انسانهاى بسیارى از وضع موجود خود در کمال رضایت‏اند، ولى این رضایت و خیال خوشبختىِ آنان به علت جهل و ناتوانى از وصول به مراتب بالاتر است.
دو فرد را در نظر بگیرید؛ یکى در آرزوى رسیدن به وسایل عیش و نوش است و دیگرى در آرزوى طى نمودن مراتب علمى و فکرى. هنگامى که هر دو به مطلوب خود برسند و در کمال رضایت بسر برند، کدامیک را مى‏توان سعادتمند و خوشبخت نامید ؟!
بنابر این آنچه در سعادت انسان نقش اساسى دارد، موضوع رضایت است نه حالت رضایت؛ یعنى، آنچه انسان بدان راضى مى‏شود اهمیت دارد، نه حالت رضایت.

و ) رابطه خوشبختى و نبود رنج:

در تمام موارد قبل، خوشبختى و سعادت را یک امر وجودى دانسته و در باره آن بحث نمودیم، امّا اگر سعادت را امرى عدمى معنا کنیم؛ یعنى، سعادت را معادل با نبودن رنج و درد بیان کنیم - چنانکه این فکر در بین بیشتر مردم رایج است دارد- آیا به تعریف درستى از سعادت دست یافته‏ایم ؟
واقعیت این است که این دیدگاه، ناشى از جهل و عدم آشنایى انسان با حکم الهى است. چرا که آدمى هر روز در کنار خود بسیارى از رنج‏ها و مصیبتها را مى‏بیند که مقدمه‏اى براى رسیدن او به خوشیهاى بیشتر و بالاتر مى‏شود. چه دردها و بیماریهایى که خود درمان و سدّى در برابر دردهاى بى‏درمان در انسان خواهد بود؛ چرا که سبب اختراع ابزار و امکاناتى شده است که به وسیله آن ابزار، از دردها و امراض ناگوارتر جلوگیرى به عمل مى‏آید.
بنابر این، نبودن این درد و رنجها، نه تنها باعث سعادت انسانها نیست، بلکه در بسیارى از موارد، وجود رنج و درد مقدمه وصول به سعادت است. مولوى، آن شاعر عارف و نکته سنج، با بیانى دل انگیز به این نکته اشاره نموده است:

حسرت و زارى که در بیمارى است
وقت بیمارى همه بیدارى است
هر که او بیدارتر، پردردتر
هر که او هشیارتر رخ زردتر
پس بدان این اصل را اى اصل جو
هر که را درد است، او بُردست بو

بنابر این مصیبتها، مادر خوشیها و سعادتها هستند. در واقع درصدى از سعادتها، مرهون وجود بلاها و دشواریهاست، همانطور که گاهى در دل خوشبختى‏ها، شقاوتها و بدبختیها تکوین مى‏یابد؛ با این تفاوت، سعادتى که مربوط به مرتبه روح و روان است، متولد از یک شقاوت و بدبختى درونى نیست، و هر سعادت و خوشىِ خارجى - خارج از روح - نیز مى‏تواند باعث تولد یک شقاوت و یا رنج و بدبختى بیرونى و خارجى باشد. به عنوان مثال، زیبایى یا ثروت و...، یکى از عوامل سعادت و خوشبختى خارج از روح و روان است، امّا همین عامل سعادت، مى‏تواند باعث بدبختى صاحبش شود، چرا که مقدمه ورود او در بسیارى از گناهان و رنجها خواهد بود.
بنابر این سعادت یک مفهوم عدمى؛ یعنى، «نبود درد و رنج» نیست، بلکه مفهومى وجودى است و با لذت، آرزو و رضایت ارتباط دارد.

ز ) رابطه خوشبختى و کمال:

سعادت ارتباطى نزدیک و همسان با کمال دارد و به گفته ابن سینا (که استاد شهید مرتضى مطهرى نیز بر آن صحّه نهاده است) : «سعادت عبارت از به فعلیت رسیدن استعدادهاى انسان بطور یکنواخت و هماهنگ است، که موجب کمال انسان مى‏شود». یعنى فعلیت یافتن استعدادهاى روحى در مراحل عبادى، سلامت نفس در مسائل اقتصادى، رام نمودن هواى نفس در بُعد اخلاقى و بدوش کشیدن وظایف اجتماعى، که شرع، عقل و وجدان بر عهده او نهاده است. خوشى زندگى؛ یعنى، وصول به حد اعلاى این مراتب که همواره با لذت، رضایت، سرور و خوشحالى روحى همراه باشد.

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٤ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ اولدوز ]

 دانش، کلید آزادى (داستان کوتاه آموزنده از مجموعه داستانهای کوه مقدس)



زندانبانْ «عادل» را به سیاهچال انداخت و در را به رویش بست. عادل بیچاره ترسید و خشمگین شد و با خود گفت: «چقدر بد است که انسان وارد زندان شود! ولى بدتر این است که بدون گناه او را به زندان ببرند». عادل از ته دل احساس مى‏کرد که بى‏گناه است. پلیس او را متهم کرده بود که کیف زنى را زده است. زن نیز این اتهام را در مورد او تأیید مى‏کرد. قاضى او را به دو سال زندان محکوم کرد تا برایش درسى باشد.
پیش از این که به زندان افتد، به دفتر مدیر زندان رفت. مدیر مردى پاکدل بود و با زندانیان به مهربانى رفتار مى‏کرد. او به پرونده عادل نگاهى کرد و گفت: «عادل، صبح به خیر، چرا تو را به این جا آورده‏اند؟»
عادل پاسخ داد: «مى‏گویند من کیف زده‏ام، ولى من این کار را نکرده‏ام و در جایى که دزدى در آن اتفاق افتاده، نبوده‏ام. من نمى‏دانم براى اثبات بى‏گناهى خود چه کارى باید بکنم؟»
مدیر زندان دلش به حال او سوخت و گفت: «براى همیشه در زندان نمى‏مانى. آیا وکیلت به تو نگفته است که حق دارى تجدید نظر بخواهى؟»
عادل پاسخ داد: «من وکیل نداشتم. تجدید نظر یعنى چه؟»
مدیر گفت: «تجدید نظر یعنى این که تو نامه‏اى به دادگاهى که از دادگاه کنونى تو بالاتر باشد، بنویسى و در آن یادآور شوى که بى‏گناه هستى و بدون داشتن وکیل برایت حکم صادر کرده‏اند».
اندوه بر چهره عادل ظاهر شد و چیزى نمانده بود که اشک از چشمانش سرازیر شود. او گفت: «من خواندن و نوشتن نمى‏دانم، پس چگونه نامه بنویسم؟»
مدیر گفت: «بنابراین، خوب شد که به این زندان آمدى؛ زیرا این جا مدرسه‏اى وجود دارد که مى‏توانى در آن خواندن و نوشتن بیاموزى».
عادل به مدرسه زندان رفت. در آغاز آموختن برایش دشوار بود، ولى به آزادى بیشتر علاقه داشت. هر چه علاقه بیشتر باشد، آموختن آسان‏تر مى‏شود. مدتى بعد دانست که دانش واقعاً لذت‏بخش است. او هرگاه چیز تازه‏اى مى‏آموخت، شادى بیشترى احساس مى‏کرد.
سرانجام، عادل توانست نامه‏اى به دادگاه بالاتر بنویسد. مدیر زندان هم او را به نوشتن نامه تشویق کرد. او قلمى برداشت و چنین نوشت:

به نام خدا

آقایان رئیس و اعضاى دادگاه‏
نام من عادل امین است و به اتهامِ زدن کیف خانمى به دو سال زندان محکوم شده‏ام. من این کار را نکرده‏ام، ولى هیچ کس حاضر نیست سخن مرا باور کند. هنگامى که برایم حکم صادر شد، وکیلى نداشتم. بدبختانه قاضى هم از قیافه‏ام خوشش نیامد.
امیدوارم مرا یارى کنید، زیرا من بى‏گناه هستم.
عادل امین‏
اعضاى دادگاه نامه او را خواندند و دانستند که عادل، وکیلى نداشته است. آنان گفتند چنین چیزى مخالف قانون است و دستور دادند دادگاهى دیگر پس از این که وکیلى براى او تعیین شد، به پرونده‏اش رسیدگى کند. زنى که کیفش را زده بودند، احضار شد؛ ولى نتوانست اثبات کند که عادل این کار را کرده‏است. بنا براین، دادگاه بى‏گناهى او را اعلام کرد و عادل توانست از درى که قلم به رویش گشوده بود، زندان را ترک کند.

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٤ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ اولدوز ]

(دنیا در هر لحظه به تو احتیاج دارد)

رها باش .شکرگذار باش. به او توکل کن. ایمان داشته باش. عاشق باش. ببخش .

 

از مهم ترین قوانین روحت عشق و بخشش و نیکی به دیگران و تحسین کردن هر آن چه مخلوق خداست ،است.

ای بزرگترین معشوق تمام کائنات ، همواره برای انسان ها پیام آور شادمانی و شجاعت و انرژی و امید و خیر و یقین باش. همواره بخند و خوشرو باش و از تمامی اتفاقات خوب دنیا که در سایه ایمان به خدا امکان پذیر است، در کنار انسان ها صحبت کن. به آنان قدرتی را که در کنار خدا دارند گوشزد کن و تمامی صفات خوب آن ها را با تحسین و تشکر به آنان یادآوری کن. بارها کلمه ی دوستت دارم را بر زبان بیاور و آنان را به آینده و به خزانه بی کران نعمت و لطف خدا امیدوار کن. آنان را از گنج خوش اقبالی و از خدای درونشان و قدرت جادویی و شکوه حیرت انگیزشان در سایه عمل نیک  آگاه کن.

به هر انسانی اعتماد به نفس و نیرو دهی، اعتماد به نفس خود را صد چندان کرده ای و طبق قانون کائنات، هر عملی انجام دهی، عین همان عمل به سوی خودت بازخواهد گشت. نیروی بی کران انسان با خیرخواهی ظهور پیدا می کند. با تمام وجودت برای مردم طلب خیر، نیکی و خوشی و موفقیت کن. تمام انسان ها را در دایره ی عشق و محبت خود قرار بده. دعای قدرتمند خیر خود را بدرقه ی راه تمام جهانیان کن.

 تو با این فکر با انسان ها دوست شو که آنها را با نیکی و رحمتت، خوشبخت تر، نیرومندتر و خوش حال تر کنی. خداوند عاشق، نور عشقش را بر همه ما می تاباند. تو هم از جنس اوئی. پس به همگان عشق بورز و همگان هم به تو عشق خواهند ورزید. خداوند همان قدر که عاشق ابراهیم و یوسف و محمد بوده و هست، عاشق تو و تمامی بنده ها یش هم هست. پس تو هم در دلت جایی برای تمامی بندگان خدا باز کن و تمامی آن ها را با آغوش باز پذیرا باش.همه جلوه های خلق خدا هستند.پیدا کردن نکات نیکو و زیبایی های درونی هر انسانی و تحسین کردن همه خلق خدا،از مظاهر یکتاپرستی است. آن ها را با تمامی عیب ها دوست بدار و تحسین کن.هم در دلت هم با زبانت.این کار مغناطیس درون تو را قوی تر و قوی تر می کند. دریچه دلت را به یک اندازه برای تمام انسان های روی زمین باز کن. همه را، چه همسرت یا والدینت را، تا غریبه ها و انسان های ناهماهنگ را، یکسان دوست بدار. هنگامی احساس رضایت واقعی از زندگی پیدا خواهی کرد که تمامی انسان ها را از صمیم قلب دوست بداری و همه را در قلبت ببخشی و تا جایی که می توانی،آن ها را عاشق نیروی الهی درون خودشان کنی.

 

 تو بذر محبت را در دل آن ها می کاری و تمامی انسان های روی زمین، با تو مهربان و صمیمی و عاشقانه رفتار می کنند و تو را بی قید و شرط دوست دارند و به واسطه تو، با عشق ماندگار پروردگار آشنا می شوند و تو مبهوت می شوی از این همه قدرتت که می توانی به راحتی، سنگی را به شقایقی عاشق پیشه و مهربان تبدیل کنی. ای عزیز ترین و قدرتمندترین بنده خدا، انسان ها را به مبدأ وجودشان بازگردان. قدرت عظیمشان را به آنان یادآوری کن و گل سرخ عشق خداوند را در دستانشان بگذار.این از رموز خوشبختی و ثروت است. شادمانی و قدرت شگفت انگیز تو، کار خداست. پس برای همیشه ماندگار و استوار و پایدار است.

چقدر لذّت بخش است، بذر وجود را شکوفا کردن. چقدر آرامش بخش است، آرامش بخشیدن به دیگران و چقدر شادی بخش است به ظهور رساندن آن کسی که در اصل هستیم و قدرتی که در اصل داریم و چقدر مسرت بخش است، توکل عمیق به خدا و آزاد و رها بودن در برابر تمام اتفاقات زندگی، که منشاء وقوع آن خدای مهربانو بخشنده است.

 

 تو می توانی به فقیری که در اطراف خانه ات می بینی، کتابی هدیه دهی. این کتاب می تواند زندگی او را دگرگون کند و تو سال ها بعد، او را در مسند قدرت، در مقام یکی از بزرگ ترین ها ببینی و تو کسی بودی که توانستی قدرت بال هایش را به او بازگردانی و او را بعد از سال ها، در آسمان افتخار و باور و توانائی به پرواز در آوری.تو با کوچکترین عمل نیکت روح دنیا را به لرزه در می آوری. و وقتی به زندگی خودت نگاهی می اندازی، مصداق بارز یک انسان شایسته و عالی و رحمان و خداگونه را می بینی. زندگی تو به مراتب به تغییرات خیلی بزرگ تری رسیده است و در دل به وعده پروردگار مطمئن تر می شوی که

«تو نیکی کن و در دجله انداز

                که ایزد در بیابانت دهد باز»

هر یک نفری که عطر گل خوشبختی زندگی ات را به مشامش برسانی، برای همه اطرافیانش هم خوشبختی را هدیه کرده ای و اطرافیانش را هم به این شکل خوشبخت کرده ای و تو با خوشبخت کردن همین نفر، کل دنیا را به خوشبختی عظیم رسانده ای.تو با کوچکترین کار نیک دنیا را متحول می کنی. عطر خوشبختی ات را بپرا کن و از دیدن تنفس عطر خوشبختی ات توسط دیگران، لذت ببر. تو با کوچکترین کمکت داری جهان مادی و معنوی را به لرزه درمی آوری. کوچکترین لبخند تو، نه فقط یک انسان را، بلکه یک جهان را نجات می دهد. لبخند تو می تواند یک انسان را به زندگی امیدوار کند و آن انسان ، انسان دیگری را امید وار خواهد کرد و او هم کس دیگری را. و تو مبنع و بانی و منشأ این امید و عشق و خوشبختی و زندگی دوباره بودی. شادی بشریت، شادی تک تک ماست.خوشبختی بشریت، خوشبختی تک تک ماست. آرامش بشریت، آرامش تک تک ماست. کوچکترین عمل مثبت و خیر تو، در جهان موجب رویدادهای بسیار بزرگتر و مثبت می شود.

تو می توانی فقط با سخنانت، باعث رشد و پیشرفت هرکس که در مسیر زندگی ات قرار می گیرد، شوی. هرکس را که به سمتت می آید، تعالی ده. تو قدرت این کار را داری. می توانی راه خوشبختی بسیاری را هموار کنی. وجود تو، موجب آرامش دیگران است. تو می توانی انسان ها را به سطوح والاتر روحی و به سطوح بالاتر وجودشان برسانی.

  برای این که بزرگ شوی و بزرگ بمانی، تمام وقت بیکاری و تفریحت را به خوشحال کردن دیگران و کمک و مهربانی کردن به دیگران بگذران. همه زمان کار و تلاش را هم به هدف خدمت به خلق و یاری رساندن و نفع رسانیدن به انسان ها بگذران. چقدر خوشبخت کردن دیگران خوشبختمان می کند و چه پاداش انبوهی دارد مهر پاشیدن به  قلب انسان ها.

تو بسیار عظیمی. برای آن که عظمتت را درک کنی، شروع کن به قدرت دادن به دیگران. تو قدرت آن را داری که برای کل عالم معجزه باشی.معجزه گری حقیقت توست.از آن ها سخاوتمندانه تمجید کن و به آن ها انرژی و قدرت و اعتماد به نفس بده. هر یک بار که این کار را انجام دهی، توده هایی عظیم از انرژی و قدرت را در درون خودت باز می یابی. فقط امتحان کن تا نتایج آن را ببینی. بسیاری از انسان ها احتیاج دارند که نزد تو قدرتمند و محبوب جلوه کنند تا بتوانند به قدرت واقعی درونشان پی ببرند. پس آن ها را تحویل بگیر. آن ها را زیر چتر حمایت عاطفی و توجه خود بگیر.انسان ها نیاز دارند که به نیروی بی کران درونشان پی ببرند. فقط نگاهی به دور و برت بینداز تا ببینی چقدر قدرتمندترین ها به نوازش و محبت تو احتیاج دارند. انسان ها تشنه همدردی و اظهار محبت هستند. پس تو که اینقدر بزرگوار و قدرتمندی،به دیگران این گونه نشان بده که انگار از همه قدرتمند تر هستند تا بتوانند ارزش و لیاقت خودشان را احساس کنند. این مسلما بازگشت طبیعی عمل تو خواهد بود که آن ها، این گونه تا ابد شیفته و مجنون تو شوند اما تو این کار را فقط به خاطر خودشان و بی چشمداشت انجام بده. فقط یک نفر در دنیا وجود دارد و آن وجود الهی مشترک است که در درون توست. پس انقدر به انسان ها قدرت بده که حتی از تو هم بالاتر روند.آن ها خودت هستند و این در انتها خود توئی که در جهان های موازی از طریق خودت ارتقا پیدا می کنی. انسان های دیگر، خود تو هستند که در دنیاهای موازی زندگی می کنی. پس هر آنچه به آنها محبت کنی، به خودت محبت کرده ای. پس بی قید و شرط ببخش و اعتماد به نفس بده. بزرگترین و سریع ترین راه رسیدن به آرزوها و خواسته هایت و کامیابی، عشق ورزی و محبت کردن به انسان ها و خوشبخت کردن دیگران است.

شادی و خوشبختی که به دیگران می بخشی، به شکل انرژی از تو خارج می شود، به آیینه های کائنات برخورد می کند و با قدرت و سرعت چندین برابر و به میزان صدها برابر به سمتت شتاب می گیرد و باز می گردد. وقتی به دیگران کمک می کنی و سنگینی بار مسائل آن ها را که برای تو، سهل و در حقیقت هیچ محسوب می شود، کاهش می دهی، قلبت از سرور و بزرگی و عظمت و جوانمردی لبریز می شود. زیباترین لحظات زندگی ات، لحظاتی است که شادی و خوشبختی را به دیگران منتقل می کنی و حضور خدا را از درونت برای دیگران واضح و آشکار می کنی. عشق ورزی، سعادت نهایی و لذت حقیقی زندگی است.  تو همه انسان ها و کوه ها و دریاها را در بر داری. با همه همدردی کن و عظمتت را در کنار کمک به انسان ها وسعت ببخش. بخش عظیمی از شادی و رضایت و قدرت و خوشبختی درونت، هنگامی متجلی می شود که دیگران را شاد کنی و به آنان عاشقانه و مدبرانه و قدرتمندانه خدمت کنی و آنان را به سمت زیبایی ها و سعادت رهبری کنی و قدرت ها و دارایی ها و استعدادهای بی کران درونت را به هر شکلی در  اختیار جهان بگذاری.

ای فرشته مهربان، لذّتی که در کمک کردن به دیگران می یابی،بسیار بسیار عظیم است. علاوه بر احساس خوب و خوشایندی که در کمک به دیگران نهفته است، کائنات چندین برابر لطف و عشقت را به طرق مختلف به تو باز خواهد گرداند. از کسانی که هیچ ربطی به کسی که به او کمک کرده ای ندارند. از جاهایی که هیچ نزدیکی به جایی که تو کمکی رسانده ای ندارند و این وعده پروردگار بارها در قرآن و در تمامی کتاب های آسمانی دیگر تکرار شده است. که اگر خوبی کنی، خوبی می بینی .این جهان و تمامی آفریده ها بر اساس این قانون قدرتمند روحی عمل می کنند.

دنیا در هر لحظه به تو احتیاج دارد. انسان ها هر ثانیه تو را می خوانند. انسان ها هر ثانیه به وجود تو، عشق ورزی تو، کمک تو، و نوازش عاشقانه تو احتیاج دارند. . گوشه دست سحرآمیزت را بر سر زمین بکش تا کل زمین شفا یابد و از انتقال نیروی الهی  وجود تو، سبز  و پر نعمت و شادمان و ثروتمند شود و جان بگیرد. انسان ها را متواضعانه و نوازش گرانه عشق بورز. کلمات و سخنان زیبا و ستایش گرانه تو برای انسان ها حیات بخش است و در عمق وجود آن ها  می نشیند. تو می توانی تسلی دهی، مشاوره دهی و هر کسی را متحول کنی و زندگی پربار الهی و زیبایی را برایش رقم برنی. خود خدا در درون توست. تمامی انسان ها، مخصوصاٌ اطرافیانت و کسانی که هر روز آن ها را می بینی، نیاز به شفا یافتن با حمایت ها و توجه و کمک و نوازش تو دارند. با انرژی مثبت و با قدرت عظیمت و با فکر نیرومندت، به آن ها یاری برسان و محبت کن و آن ها را در زیبایی و ثروت و آرامش و سلامتی ببین تا نیرومند شوند و از طریق نیرو و قدرت الهی خدا، زیبا و ثروتمند و آرام و سلامت شوند. الهام بخش انسان ها باش تا راه قدرت و ثروت و فراوانی و خدا را انتخاب کنند. تمام انسان ها منابع نا محدود از تجلی صفات خدا هستند و منبع استعداد و توانایی و قدرت  نامرئی در همه آن ها وجود دارد. آن ها با تایید تو به خود ایمان می آورند و استعدادهای خود را شکوفا می کنند. با انسان ها به گونه ای رفتار و برخورد کن که انگار از همین حالا تمام خصوصیات عالی و والا و برجسته را دارا هستند تا همان گونه شوند.

تمام انسان هایی که هر لحظه در مسیر زندگی ات وارد می شوند، برادران و خواهران تو هستند که هر کدام یا به شکلی به تو نیاز دارند یا از طریق نیروهای الهی به تو خدمتی خواهند کرد. آن ها به سمت تو می آیند چون آگاهی روحشان می دانند که یا به دعای خیر تو نیاز دارند یا به محبت و نوازش و دلگرمی و حرفهای انرژی بخشت یا رهبری یا انگیزه دادن و قدرت دادنت  یا کمک های اقتصادی و آموزشی. انسان ها می آیند تا از تو چیزی یاد بگیرند یا به تو با اعمالشان قوانین روحت را یادآوری کنند. آن ها در سطح روح در جست و جوی خود واقعی اشان  و در جست و جوی خدا، به سمت تو می آیند. آنان می آیند تا خدا را به آن ها نشان دهی. آن ها می آیند تا راه زندگی شان را پیدا کنند و با کمک تو به آرامش و تعادل و سعادت برسند و در واقع خود تو هستی که به دنبال خود دیگرت می آیی. همه آنان به خواست و قدرت نیروی الهی درونت وارد زندگی ات شده اند. آن ها به نیروی الهی درونت احتیاج دارند تا نیروی الهی درونشان را بیابند و عیان سازند.

همه ی انسان ها از خدای درون تو خلق شده اند. پس همان قدر که خدا به بنده هایش بزرگوار و مهربان است، تو هم باش. همه را ببخش. هر گونه که هستند و هر گونه که رفتار می کنند، همیشه دوستشان داشته باش و کمکشان کن. آنها حتی اگر خیلی قدرتمند به نظر برسند، همه بنده ی خدای درون تو هستند. به آفریده های خدای درونت محبت کن. در چشمان آفریده های خدای درونت نگاه کن و با تمام وجود برای هر آن کس که خدای درونت آفریده است، آرزوی خوشبختی و سعادت و آرامش کن. کمک کردن به خلق و شاد کردن بقیه و دوست داشتن بقّیه، انرژی عشق الهی را وارد زندگی ات می کند. برای سلامتی و خوشبختی تمامی انسان ها دعا کن. همه انسان ها را خوشحال و پیروز و مهربان تصور کن. در عین حال که می دانی قدرت مطلقه کائنات درون خودت است، با تمامی انسان ها و اطرافیانت در نهایت محبت و تواضع و مهربانی و افتادگی رفتار کن. با تمامی انسان های روی زمین، چه فقیر و چه غنی، چه کوچک و چه بزرگ، چه ضعیف و چه قوی، باادب رفتار و احترام و عشق رفتار کن.هر ثانیه ی کار تو که در جهت خدمت است، عبادت لذت بخش الهی بزرگی است.

 

تمام انسان ها و کائنات و اتفاقات و ثانیه ها دوست داشتنی و آفریده خدا هستند. تمام اشیاء و چیزها و تمام مکان های دنیا دوست داشتنی و از مظاهر قدرت خدا هستند . همه رویدادهای زندگی و همه دستاوردها و تصمیم ها دوست داشتنی  اند. تمام آنچه هست و آنچه نیست، تمام آن چه دیدنی و آنچه نادیدنی ست، دوستت داشتنی ست. تمام زندگی دوست داشتنی ست و تو در میان تمام این دوست داشتنی ها، دوست داشتنی ترینی. توئی که دوست داشتنی بودن هر لحظه و هر اتفاق و هر انسان را  احیاء و آشکار می کنی.خدای درون تو عامل عشق است و همه دنیا معمول عشق اوست و تابش نور عشق او بر دنیا و اتفاقات و زمان ها و انسان ها است که آن ها را این قدر دوست داشتنی کرده است. همه آفریده ها را در دلت تحسین کن و نکات مثبت آن ها را که از آن خداست شکر بگو.و خدای درونت را بپرست. نیروی قدرتمند و گیرای عشق را از خود به دنیا ساطع  کن و آنچه در آیینه دنیا به تو منعکس می شود، عشقی صدها برابر قدرتمندتر و دوستی صدها برابر عمیق تر و محبتی صدها برابر گیراتر است.

دوستت دارم را بپراکن و شفا بده. قلب ها را احیاء کن و لبخندها را بر لب ها بنشان و عشق را در قلب ها جاری کن و انسان ها را زنده و شاداب گردان. ای خواننده عزیز و محبوب عالم، این را بدان که از اعماق وجودم دوستت دارم . عاشقانه و از صمیم قلب با من تکرار کن:
 دنیا دوستت دارم. جهان دوستت دارم. کائنات دوستت دارم. زندگی شکوهمند دوستت دارم. شادمانی پر خنده دوستت دارم. همه زیبایی های عالم دوستت دارم. ذهن بزرگ و خلاق و معجزه آفرین  من و بدن متبرک و زیبای الهی من دوستت دارم. حیوانات و پرنده های عالم  دوستتان دارم.

 خدا دوستت دارم.

خدایا دوستت دارم.

خدایا دوستت دارم.

پروردگار قدرتمندم دوستت دارم و می پرستمت ...

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٢ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ اولدوز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ..."
صفحات دیگر
امکانات وب

  • سبزک | تبلیغات متنی