ستاره
فرهنگی آموزشی سرگرمی اطلاع رسانی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 

طلسم (داستان طنز)

این داستان طنز در مجله سراسری جوانان امروز چاپ شده است.

نمی دانم اسمش را چه واژه و لغتی بگذارم، چشم زدن، بدشانسی، قدم نحس و شوم، هنوز هم خودم پی نبرده ام. سال سوم راهنمایی بودم که متوجه این موضوع شدم. روزی که به بغل دستی ام سرکلاس ریاضی گفتم: چه خودکار قشنگی داری! در همان لحظه از دستش افتاد و گویی که از دماوند افتاده باشد، تکه تکه شد.
در بازی فوتبال در هر تیمی که بازی می کردم، همیشه باخت از آن ما بود و جالبتر این که طرفدار هر تیمی بودم یا می باخت یا بازیکنانش به شدت مصدوم می شدند.
در خدمت سربازی دسته ای که من در آن بودم همیشه تنبیه می شد. بعد از خدمت آثار این موضوع وخیم تر شد.
در خیابان چند نفر ماشین هل می دادند. من به کمک آنها رفتم. تا دستم بدنه ماشین را لمس کرد، سمت شاگرد ماشین کاملاً در جوی آب افتاد و در زاویه 45 درجه قرار گرفت. حتی نزدیک بود که واژگون شود!
یک روز وقتی به خانه دایی ام رفتم، متوجه شدم که یخچال فریزر زیبا و گرا نقیمتی خریده است. گفتم: مبارک باشد. تا دوشاخه آن را به پریز برق زدند، دود آبی رنگی از پشت یخچال بلند شد و بوی سوختگی خانه را فرا گرفت. همه چپ چپ نگاهم می کردند، چون سوختن یخچال را از چشم من می دانستند. دایی ام در حالی که به زور جلوی عصبانیت خود را گرفته بود، به من نگاه غضبناک و خشنی کرد و گفت: هنوز اولین قسط رو پرداخت نکرده ام، یخچال ناکار شد. و یا روزی که به خانه عموی بزرگم رفتم، تا وارد شدم و بعد از سلام گفتم: زن عمو ناهار چی دارین؟ صدای ترکیدن زودپز روی اجاق گاز، که مانند انفجار بمب بود، همه را وحشت زده کرد. آشپزخانه با تمام وسایلش به کلی خسارت دیده بود. متوجه چرخیدن سر همه به طرف خودم شدم. زن عمویم کنترلش را از دست داد و درحالی که دست مرا گرفته بود و به بیرون از خانه هدایت می کرد، گفت: دیگه ناهار نداریم، شرّت رو کم کن!!
و یا این که یک روز وقتی از خانه خارج شدم، متوجه دوستم شدم که کاپوت ماشینش را نزدیک خانه ما بالا زده و با موتور آن ور می رفت. وقتی مرا دید پشت ماشین خودش را مخفی کرد. اهمیت ندادم و به طرفش رفتم. بعد ازتماشای موتور به او گفتم که موتور ایراد ندارد فقط سر باتری کثیف است. وقتی که کارش تمام شد با اضطراب و دلهره ماشین را روشن کرد. لحظه ای که صدای کارکردن روان و یکنواخت موتور را شنید، با خوشحالی و تعجب فریاد کشید: پسر، تو بالاخره طلسمو شکستی، دیگه قدمت نحس نیست! و به راه افتاد. هنوز چند متری را طی نکرده بود که صدای تق و توق موتور بلند و ماشین در جایش میخکوب شد. پیاده شد و در حالی که با هر دو دست بر سر خود می کوبید، به دنبال پیدا کردن سنگ بود که به طرف من پرتاب کند. به ناچار فرار کردم. موتور ماشین یاتاق زده بود و هزینه ای گزاف به او تحمیل شد.
از این گونه اتفاقات نحس و شوم صدها خاطره دارم که حتی یک رمان برای نوشتن آنها کم به نظر می رسد. دیگر به این نتیجه رسیده ام و یقین دارم که نه تنها برای جامعه مفید نیستم، بلکه مضر و خطرناکم. بعضی ها نامم را زلزله گذاشته اند وعده ای نیز ام الشرصدایم می کنند. شهره خاص و عام شده ام. تا از خانه بیرون می روم، کوچه و خیابان خلوت می شود. برایم ثابت شده است که برای حفظ آرامش و امنیت مردم بهتر است در خانه بمانم. اکنون چند ماه است که کاملاً در خانه تنها هستم.
گاه گاهی برای انجام کارهای ضروری، شبانه از خانه خارج می شوم.بعضی اوقات حتی از پنجره که بیرون را تماشا می کنم، باعث زمین خوردن افراد، یا افتادن وسایل از دستشان می شوم. دیگر به پنجره هم نزدیک نمی شوم. تلویزیون کهنه و سیاه و سفیدی در اتاق تمام اوقات مرا پر کرده است واغلب مشغول تماشای آن هستم. وقتی در سریا لها، عروسی یا نامزدی به هم می خورد، یا تصادفی رخ می دهد و یا در یک فیلم جنگی کسانی کشته می شوند، این سؤال به ذهنم می رسد که آیا فیلم همین طور درست شده، یا به خاطر تماشای من این اتفاقات روی می دهد. دیگر می ترسم کسی را تماشا کنم و با فردی حرف بزنم، حتی خانواده ام. ترسم از این است که خسارات مالی جایش را با صدمات جانی عوض کند. صبحانه، ناهار و شام را از لای در نیمه باز تحویل می گیرم و لیست چیزهایی را که لازم دارم روی کاغذ می نویسم و از زیردر به بیرون می فرستم.
این زندگی جدید من است و باید خودم را با آن وفق دهم. شاید روزی این طلسم شکسته شود و بتوانم با دنیای بیرون از اتاق دوباره ارتباط داشته باشم. الان شما که این مطالب را می خوانید، امیدوارم که برایتان حادثه بدی رخ ندهد !
  

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٠ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ اولدوز ]

  اس ام اس و جوک جدید روح را جلا میدهد   پـَـ نـَـ پـَـ    جدید...

 

یه روز تو صف عابربانک بودم میخواستم پول بگیرم که یه خانمه اومده میگه صف وایسادین پول بگیرید؟ گفتم پ ن پ صف وایسادیم کارت بکشیم نون بربری بگیرم.تکی اونوره.اینور دوتاییه.
بی ادب فحش داد رفت.

 

ریشامو زدم دوستم بهم میگه دوباره ریشاتو با ماشین زدی؟
بهش میگم پ ن پ این دفعه به خاطر روی ماه تو با موتور زدم

 

یه سطل رنگ دارم می برم خونه
همسایمون میگه میخوای خونه رو رنگ کنی؟
گفتم:پ ن پ
میخوام ریاضی حل کنم.

 

بابام میــبینه که دارم فیسبوک چک میکنم
میگه : همش تو فیسبوکی با دوستات مـی فیسبوکی
منم گفتم : پ ن پ من مارک زاکربرگم دارم اوضاع کاربران فیسبوکــو چک میکنم
یه وقت کم و کسری نداشته باشن
بابام گفـ : د ِ نــه دِ اگه تو زاکربرگ بـودی پول شارژ ای دی اس الــو از من نمیگرفتی
من گفتم : شمام د ن د رو میدونی
گفــ : پ ن پ فقط تو میدونی

 

کمیته انضباطی دانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نه پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم 

 

رفتم دکتر میگم مریضم 
حالاتمو گفتم میگه واقعآ مریضی
پ ن پ اومدم روی ماهتونو ببینم برم

 

برای اولین بار یه نمره خوب از امتحان ادبیات گرفتم. معلمه میاد سر کلاس امتحانارو پخش کنه به من که میرسه میگه آقای فلانی خودت امتحانو نوشتی؟
گفتم پ ن پ خودم کسالت داشتم به بابام گفتم بیاد بنویسه برام.آخه من و بابام نداریم که.

 

به بابام میگم قرص سردرد بده میگه : سرت درد میکنه !!! پ ن پ می خوام ببینم تاریخش مال کیه .........

 

تو حساب کاربری فیسبوکم استاتوس زدم نوشتم
بزرگترین پرورش دهنده مار در سطح خاور میانه آستین بنده هستش!!
دختره اومده کامنت گذاشته نوشته : منظورت پرورش ماره؟؟!!!!!!
منم در جوابش نوشتم پ نه پ منظورم گردش در غاره!!!!

 

رفتم نونوایی طرف میگه اومدی نون بگیری میگم پَ نَ پَ اومدم تایپ یاد بگیرم

 

به مامان بزرگم گفتم کرم زدی جوون به نظرمیای؟؟میگه پ ن پ خواب بودم شاهزاده با اسب سفید اومد بوسم کرد جوون شدم

 

داشتم واسه امتحان فردام تواتاقم درس میخوندم وبدجوری سرم دردمیکرد،یه دستمال هم پیچیده بودم دورسرم،مامانم اومده تواتاق میگه:داری درس میخونی؟
من:آره دارم درس میخونم!
مامانم:امتحان داری؟؟
من:آره امتحان دارم!!
مامانم:آخی سرت دردمیکنه دستمال پیچیدی؟؟؟
من:آره سرم درد میکنه!!!ودرآخرمامانم:خاک توسرت این همه موقعیت پ ن پ برات جورکردم نتونستی استفاده کنی! 
خدایی فک وفامیله!من دارم؟!

 

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !

 

تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد! 

 

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !

 

 

دختره سوار ماشین میشه که امتحان رانندگی بده,تا استارت میزنه ماشین 2 متر میپره بالا.
سرکار:پیاده شو خانوم
خانوم:یعنی رد شدم؟؟
سرکار: پ ن پ پیاده شو دوتا بزن پشت ماشین سک سکش بند بیاد.

 

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرهِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!

 

 

 

از دانشگاه برگشتم خونه مادرم میگه ااا اومدی
گفتم:پ ن پ سر کلاسم هنوز اینم روحمه اومده جزوه مو برام بیاره

 

تنها تو تاکسی نشستم به راننده کرایه میدم میگه: ببخشید یه نفرید . میگم پ ن پ خورزورخان هم هستند .

 

مامان اینا رفتن بیرون منم گفتم نمیام میخوام درس بخونم یه ساعت دیگه مامانم زنگ زده ما تو رستورانیم میخوای برای توام غذا بگیریم؟گفتم په نه په من باکتری هوازی ام غذای ادما هم باهام سازگاری نداره!
برگشته با عصبانیت میگه پس هواتو بخور تا بیام تکلیفتو روشن کنم...
ای لعنت به دهنی که بی موقع واشه!
کجا سرمو بکوبم
من):
سازمان حمایت از حقوق کودکان)-x
باکتری هوازی|:

 

 

بچه که بودم تو جمع فامیلی نشسته بودیم دختر داییم داشت صحبت میکرد یه دفعه کنترلشو از دست داد از خجالت داشت میمرد من میخواستم از دلش در بیارم گفتم اشکال نداره بابای منم همیشه تو خونه از اینکارا میکنه/الهی حال پدرمو باید میدید/ به خاطر این فداکاری هم کتک خوردم

 

فامیلمون اومده میگه شما دانشجویی ؟ گفتم پـ نـ پـ پشت کنکور مهد کودک گیر کردم !

 

رفتم واسه کنکور !!!
عجله داشتم کارت ملیمو یادم رفت .
مسول جلسه اومده میگه آومدی کنکور بدی میگم پ ن پ آومدم کیک و ساندیس بخورم برگردم خونه

 

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه|

 

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

 

رفتیم املاکی دنبال خونه دانشجویی یارو برگشته میگه خونه میخواین‏?
میگم پ نه پ اومدیم یه فروند توپولوف رو متر کنیم؛
میگه بامزه دانشجویی باشه‏?‏
میگم پ نه پ، ما از پادشاهان دوران صفویانیم یه کاخ ردیف کن
میگه حالت خوبه تو؟
میگم پ نه پ یه علائمی مبنی بر وجود موجودی به نام پ نه پ تو وجودم هست.
گفتم بیخیال ،خونه دارین یا نه؟
گفت پ نه پ ما فقط تو کار رشد و پرورش درخت هندونه ایم.
اینجا بود که فهمیدم پ نه پ ازم سرایت کرد بهش. شما هم میتوانید...
 

 

شونصد بار زنگ زدم دوستم برنمیداشت کار واجب داشتم . ورداشته اس داده : " کارم داری زنگ میزنی ؟"
پ نه پ از اهنگ پیشواز مسخره تو خوشم اومده زنگ میزنم گوش کنم باهاش سرم تکون میدم تازه :-|

 

از وقتی اولین پـ نـ پـ را خوندم،واسم عقده شده یه بار بتونم ازشون استفاده کنم،ینی ملت دیگه هوشیار شدنا...
سوال الکی کلا تعطیل شده:|

 

کتابم جلوم بازه دارم تمرین مینویسم، مامانم اومده میگه داری درس میخونی؟ په نه په دارم صفحه های کتابه رو میشمارم بهم ننداخته باشن.

 

رفتم تو بورس سهامم که سقوط کرده رو بفروشم به کارگزار میگم بفروشش سقوط کرده
میگه سهمتو میگی؟
میگم پ ن پ توپولوف خط یاقوزآباد_چلقوزآباد

 

 

کامپیوترم یه ویروس وحشی گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ 
پـــ نه پـــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه عصای دستم بشه!

 

ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ 
میگم.پَ نَ پَ ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه

 

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم ، بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه !

 

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ 
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

 

از مترو واسه دانشگاه تاکسی گذاشتن...سوار شدیم...دوستم میگه پول میگیرن؟؟ 
پ نه پ فی سبیل لالله کار میکنن... واسه تولید علم!!!

 

به بابام می گم برو تو حموم و نگا کن سوسک نباشه … میگه دکککی .. می ترسی؟!؟! 
پَ نه پَ با احساساتم بازی کرده نمی خوام ریختشو ببینم !

 

دارم تو خونه رو ترد میل میدوام …. بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی …؟!؟! 
پَ نه پَ کلاسم دیر شده عجله دارم !

 

میخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!! 
میگم : پـَـــ نــه پـَـــ راست کلیک کن ، کات کنشون ، برو تو خونه جدیده پیست کن !

 

رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر !

 

رفتم ساندویچی..نوشابه آورده ..میگه نی بذارم؟؟ 
پـَـــ نــه پـَـــ فلوت بذار !


 

دیروز رفتم نون بربری گرفتم اومدم خونه بابام گفت نون بربریه؟ 
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیسکویت خانوادست !

 

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم؟ 
میگم پـــ ن پـــــــ بزار آهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

 

دوستم میگه با گوشی برم اینترنت از شارژم کم میشه ؟ 
میگم پ نه پ از صندوق ذخیره ارزی سازمان اوپک کم میشه !

 

به دوستم اس ام اس زدم میگم کلاس تشکیل نمیشه.. جواب داده یعنی اوستاد نیومده ؟ 
بش میگم پ نه پ رفته قایم شده همه دارن دنبالش میگردن!

 

واسه عید قربون گوسفند گرفتیم..همسایمون اومده میگه میخوای قربونی بدین ؟ 
میگم پ نه پ گذاشتیم دم در حاجی که از مکه اومد یاد داستان اسماعیل و پدرش بیفته !

 

 

یه گنجشک مرده رو یکی از دوستام داره خاکش میکنه داداشم میگه دارن خاکش میکنن؟ 
میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارن میکارنش واسه سال بعد محصول بده!!!

 

تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟ 
گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !

 

یارو اومده مغازه یه حوله برداشته میگه آقا اینا حوله ست؟ 
میگم پ ن پ نون بربریه ، کنجدی هم دارم !

 

با دوستم توى خیابون داشتیم میرفتیم،مأمور راهنمائی و رانندگى داشت یکى رو جریمه میکرد 
دوستم به راننده گفت داره جریمه ت میکنه؟ 
گفتم پ نه پ داره باهاش احوال پرسى میکنه

 

رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم ، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟ پَ نه پَ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!

 

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!

 

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟! پَ نه پَ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

 

 

طرف رفته بالای ی برج میخواد خودکشی کنه ملت جمع شدن اونجا یهو اتش نشانی اومده بهش میگه میخوای خودکشی کنی میگه پ ن پ میخوام استقامت استخونامو امتحان کنم

 

استاد اومده برگه تمرین داده , یکی از بچه ها میپرسه استاد حل کنیم ؟
استاد گفت : پـَـــ نــه پـَـــ ببر واسه مامانت سبزی بخر بزارتوش…!

 

با دوستم رفته بودم بیرون یهو یه گاری دیدیم
میگه اا رضا این گاریه؟؟
میگم پ ن پ این الاغه ولی مثل مایکل جکسون جراحی زیبایی و پوست انجام داده الان اینجوری شده

 

با دوستم تو مدرسه بودیم یهو دیدیم مدیر داره میره
دوستم میگه این داره میره؟
میگم پ ن پ داره میاد ولی چون با سرعت نور میاد فک میکنی داره میره

 

خونه یه بنده خدایی آتیش گرفته همه واستادن دارن میبینن منم اونجام یه یارو میاد میپرسه ااااا اینجا آتیش گرفته؟؟
گفتم پ ن پ دارن فیلم حضرت ابراهیمو ضبط میکنن الان ببین آتیش تبدیل میشه به گل

 

با دوستم رفته بودم یکی از غارهای ایران... یه خفاشه چسبیده بود به سقف... دوستم میبینتش بهم میگه این خفاشه؟ گفتم پ ن پ بت منه! اجاره خونش زیاد شده اومده تو غار!!!

 

 

 

با پسر خالم رفتم از مغازه عسل فروشی عسل بگیرم یارو مغازه داره میگه شما عسل میخواین؟
میگم پ ن پ ما دوتا زنبوریم اومدیم برا استخدام!!!!

 

یه توپ دارم قلقلیه… پـَـ نه پَــ، می خواستی مکعب مستطیل باشه!
سرخ و سفید و آبیه… پـَـ نه پَــ، زیتونی و نقره ای و سبز یشمیه!
می زنم زمین هوا می ره… پـَـ نه پَــ، زمینو سوراخ می کنه می ره تو زیر زمین، بقله دبه ترشیا!
نمی دونی تا کجا می ره… پـَـ نه پَــ، بنده خط کشم، می دونم دقیقا کجا می ره!
من این توپو نداشتم… پـَـ نه پَــ، داشتی! الان اسکلی داری خاطره تعریف می کنی!
مشقامو خوب نوشتم. بابام بهم عیدی داد… پـَـ نه پَــ، می خواستی دم عیدی بخوابونه تو دهنت!
یه توپ قلقلی داد… پـَـ نه پَــ، تو این گرونی می خوای سویچ لکسوز بهت بده!

 

تو صف نانوایی بودم یارو اومده میگه آقا اینجا صف نانوایی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ داریم قطار بازی میکنیم هوهو چی چی !

 

به دوستم میگم خودکارو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه

 

تو بانک نوبتم شد،رفتم جلو باجه7 خانومه تقریبأ دیگه میشناسه آنقد رفتم بانک...
میگه: لطفأ شمارتونو بدین؟
گفتم شماره نوبتمو؟
میگه: پ ن پ! شماره موبایلتو! فقط بگما من تک میزنم تو زنگ بزن!
شماره نوبتمو بهش دادم، یه چک بهش دادم که نقدش کنه؟
میگه: میخوای نقدش کنی؟
گفتم: پ ن پ! اینو دادم واسه اینکه تو شارژ بخری زنگ بزنی....!!!

 

یکی سر چهار راه محلمون خفتم کرده داره جیبم رو میگرده ،رفیقم رد شده میگه خفتت کردن ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ پولم رو یادم نمی یاد کجا گذاشتم داره کمکم می کنه پیداش کنم

 

ساعتای 2 نصف شب بود یهو دیدم گوشیم زنگ میخوره
با صدای خواب آلود میگم:بعله
میگه:ببخشید خواب بودین؟
میگم:پــَ نـــَ پـــــ منتظر بودیم شما زنگ بزنین
ملتم کم پر رو نیستن ها

 

میرم در سوپری میگم یه نوشابه شیشه ای لطفا. میگه میخوری؟میگم پ ن پ من بازیگر سینمام میخوام باهاش عکس بگیرم تبلیغ شه واسه پپسی!!

 

رفته بودیم کوه با دوستام. تویه مسیر یه ایست بازرسی مارو نگه داشت. رفتم گفتم چی شده؟
گفت:گواهینامه. رفتم آوردم .داره کارتمو نگا میکنه گفت:مال خودته؟
گفتم پ ن پ مال پدربزرگته ازش دزدیدم!!!!!!!!

 

 

 

به یارو میگی: آفتابه داری؟
میگه: برا خونه می خوای؟
پ نه پ برا قالب کیک جشن تولد بابام می خوام، آخه سنتی دوست داره.

 

به مامانم میگم شام حاضر نشد ؟
میگه : گشنته ؟
میگم پـ نه پـــــ ؟! هواپیمایی که داره غذا می بره سومالی معطل توئه زود باش!

 

بوی آبگوشت خونه رو برداشته از بیرون اومدم در قابلمه رو برداشتم میگم آبگوشته؟
مادرم میگه پـَ نـ پـَ آب هویجه پختم ببر سر خیابون بفروش لیوانی 1000تومن سودش نصف نصف
میگم مامان شیطون شدی آ
بابام خوابونده پس گردنم میگه بیشعور با مامانت درست صحبت کن
خداییش از پـَ نـَ پـَ بگذریم این فک و فامیله داریم؟

 

دیشب منو بابامم داشتیم فیلم میدیدیم که مامانم یه بشقاب نارنگی آورد, اولش هم خودش یکی برداشت پوست کند, همین که اولین دونه رو خورد گفت: خیلی ترشه بیا امیر تو بخور منم با یه حالت(o_O) میگم اگه ترشه پس چرا من بخورم, میگه خوب پس بده بابات بخوره...!!!
من:)
بابام:\
مامان خانواده دوسته ما داریم؟؟؟

 

کارگذار بانک اومده کلی برام از سپرده هاش تعریف کرده، آخر دست بهش میگم میخوای سپرده باز کنم؟
میگه پ ن پ اومدم اینجا برات کلی حرف زدم که وقت فراغتمون پر بشه نریم سمت مواد!!!
من:)))
کارگذار بانک:l
صندوق جهانی پول:lllll
مورچه خور(خیلی ناز بود حیفم اومد ننویسمش):)))

 

دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم
علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم. گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم....
گفتم کلانتری ؟ گفت پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم آوردیمت، لازم نیست دیگه شما تو زحمت بیوفتین.

 

اول شب بود یه خانمی با 206 میخواست بپیچه سمت چپ اینقد فرمون داد سمت راست که گرفت به جدول15 سانتی بعد لاستیک خیلی بلند گف فسسس بعد خانمه اومد بیرون گفت :لاستیک ترکید؟منم گفتم پ ن پ ماشین سنگین زیر پات بود ترمز زدی هوا خالی کرد!!!!

 

دوستم ماشینش و خودش اتیش گرفته بود زنگ زدم اتش نشانی گفتم:دوستم تو اتیش سوخت.
گفت:سوخت؟
گفتم:پ ن پ برد رفت مرحله بعدی!

 

رفتم یه نرم افزارو پاک کنم هشدار داده میگه:مطمعنید میخواهید این برنامه رو حذف کنین.
میگم:پ ن پ میخاستم ببینم عکس العملت چیه!

 

دارم والیبال بازی میکنم دوستم میگه داری والیبال بازی میکنی؟میگم پ ن پ هندونه فروشه اونور تور وایساده هندونه هارو میندازه من تلنگر میزنم ببینم کدوم بهتره...

 

رفته بودیم تفریح چندتاسگ کنارجاده دیدیم وایستادیم ی خانمه اومده میگه وااااای سگن؟گفتم پ ن پ گربه ن استتارکردن هاپو نخوردشون.

 

اومدم ناهار بخورم مامان میگه دستات و با آب شستی؟؟
گفتم په نه په با چسب شستم ناهار بهم بچسبه بیشتر حال میده =))))

 

با بابام دعوام شده بابام میگه انقد نگو په نه په میگمش بابا ناراحت شدی؟؟
میگه په نه په خوشحال شدم ای بابا خودتم گفتی که =)))))

 

با دوستم رفتیم خرید. برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم پ ن پ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد . اس ام اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

 

با دوستم رفته بودم ماهیگیری،میگه طعمه اوردی؟
.
.
.
میگم پ ن پ امروز تتلو رو اوردم فردا طعمه رو

 

 

خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده !به افسر میگه یعنی اشتباه از من بوده ؟
افسر: پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر چراغ بوده !

 

توی صف دستشویی عمومی به یاره میگم ببخشید شما هم میخواهین برین دستشویی؟
میگه پ ن پ من سوسکم اومدم نهار بخورم!

 

سرکلاس ادبیات امتحان میان ترم داشتیم.منم قد گاو حالیم نبود
از شانس گند من استاد منو از بین دوستان(که بهم وعده تقلب داده بودن)برداشت و برد ته کلاس بین یه مشت بچه که از خودم بدتر بودن انداخت.
برگه در آوردیمو و سوالارو گفت نوشتیم.بعد همه شروع کردن به نوشتن.منم هی زور می زدم یه چیزایی بنویسم.دیدم بغل دستم پسره نشسته منتظر ادامه سوالاست.استاد بهش گفت چیه؟اونم تریپ خیلی درس خونی اومد استاد یه سوال دارم :الان باید اینارو معنیاشو بنویسیم؟
منم گفتم:پ ن پ 7بار از رو هر بیت بنویس خطتت خوب شه.
همون شد استاد تو اون درس بهم داد19.5
من:)

 

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته‌ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

 

به دوستم گفتم میخوای بری دماغتو عمل کنی کوچیک بشه؟
گفت پ نه پ میخوام برم یه سیستمی روش پیاده کنم وقتی دروغ میگم دراز بشه!!

 

تو بیمارستان بغل تخت بابا بزرگم رو صندلی خوابم برده پرستاره امده میگه اقا اقا شما همراهشی?
میگم پ نه په عزرائیلم امدم جونش بگیرم خسته بودم یه لحظه چشمام رفت رو هم خوابم برد مرسی بیدارم کردی!!

 

یارو بجای توپ پای منو شـوت کرده 2تا لنگام رفته هوا ، رفیقم میگه زدت ؟؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حرکت ماتریکسی رفتم حواسشون پرت شه شما از پشت حمله کنین !!!

 

رفتیم گوسفند بخریم یارو می گه می خواین بکشینش میگم په نه په ماشین خراب شده بود می خوایم سوارش شیم با بچه ها بریم شمال!!

 

رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه

 

*دوستم زنگ زده خونه. گوشی رو برداشتم سلام کردم. میگه: تو خونه ای. میگم: پ ن پ لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید… با تشکر!

 

رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!

 

با کلی شوق و ذوق به دوستم میگم: دان ۲ رو. برگشته میگه: تکواندو؟ پ ن پ دان ۲ آشپزی…!

 

به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده…

 

به مامانم اسکانس 200 تومنی دادم میگه بندازم تو صندوق صدقات میگم پـَـــ نــه پـَـــ بزار تو بانک سودشو بگیر !

 

بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
میگم پـَـــ نــه پـَـــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم

 

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا... می گه پیاده می شین؟ پ نه پ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد!

 

 

برق رفته بود بعد چند ساعت برق اومد بعد تلوزیون با صدای خفن روشن شد مامان گفت برق اومد؟گقنم پ ن پ صدای اعماق درونم بود(این اولین پ ن پ ای بود که خودم درست کردم)

 

رفتیم باغ وش دم قفس میمونا یاروو آمده دستش موزه 
میمونه داره خودشو داغون می کنه آقاهه میگه بخاطر موزهااینجوری میکنه؟ پ ن پ بخاطر قیافه تو فکر کرده داداش گمشدشی

 

رفتم ساعت سازی به یارو می گم ساعتم کار نمی کنه، میپرسه یعنی درستش کنم؟
پـــ نه پـــ باهاش صحبت کن سر عقل بیاد بره سر کار!!!

 

رفتم دکتر از منشیه می پرسم دکتر هست؟ میگه بله می خوایید برید پیششون؟
پـــ نه پـــ اومدم ببینم اگه این وقت شب هنوز تو مطبند، تلاش شبانه روزیشون رو سرمشق زندگیم قرار بدم و برم!

 

من رفیق تو مترو بودیم بلند گوی اعلام کننده مترو نویز. داشت رفیقم میگه خراب 
میگم پ ن پ بنده خدا سرما خورده صداش گرفته

 

به دوستم میگم همینجا وایسا من برم دستشوئی و برگردم .میگه :جیش داری پـَـــ نــه پـَـــ برم ببینم سیفون کار میکنه؛کثیف نباشه ؛مگس نباشه برمیگردم ...

 

 

تو کلاس بودیم معلم حسابان رو تخته تمرین حل کرده بود.
یکی از بچه ها از معلم میپرسه: ببخشید اون پرانتزه؟
میگم: پ ن پ اون قدر مطلقه، بر اثر فشار دما به این شکل در اومده...

 

با بابام پشت چراغ قرمز ایستادیم پسره پاکت نامه دستشه بین ماشینا راه میره بابام میگه فال می فروشه؟ گفتم پ ن پ داره کارت عروسی ننشو پخش میکنه بابام میگه د ن د شاید تبلغ باشه!!!!!

 

رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟
می گه واسه کشتنش می خوای؟
پـَـ نه پَــ، برای سردردش می خوام!

 

مارمولکه اومده وسط اتاق پذیرایمون بعد خواهرم جیغ میزنه میگه اِ این مارمولکه؟!
منم میگم پ ن پ کروکودیله ولی چون امکانات نداشته مارمولک شده!!
خواهرم میگه ایکیو نمیکشیش؟
میگم پ ن پ میارم معرفیش میکنم بهتون تا اونم یکی از اعضای خونوادمون بشه بعد بهش امکانات میدیم که کروکودیل بشه!
خواهرم:l
من:)
مارمولکه:)))

 

ساعت 4 صبح با رفیقم رسیدیم ترمینال شهرمون رفیقم هنوز خوابه بهش میگم پاشو بریم خونه بگیر بخواب تو همون حالت خواب میگه مگه ما خونه داریم؟!
میگم پ ن پ کارتن خوابیم الانم دنبال کارتن میگردم بریم زیر پل کپه مرگمونو بذاریم!!!!

 

با دوستم رفتیم بام تهران ... یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ...
دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟
پَ نه پَ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...

 

زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!

 

رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

 

 

 

 

 

 

به خونه زنگ زدم داداشم برداشته میگم بابا هست ؟ میگه : آره کاریش داری ؟
پَ نَ پَ میخواستم ببینم حاضره ، جلو اسمش تیک بزنم !

 

تو اتاقم عکس یه شیر چسپوندم که آهو تو دهنشه،دختر خالم حرفی واسه گفتن نداره میگه: خود شیره کشتتش؟گفتم: پـَـــ نــه پـَـــ موتوریه زده فرار کرده،گردن آهو اوخ شده،شیره داره میبوسه جاش خوب شه!

 

رفتم حشره کش بخرم طرف گفت : میخواین زود بمیره ؟؟؟ گفتم : پَ نَ پَ میخوام زجرکش بشه مزه ی انتقام رو بچشم !!! مغازه داره هم زرنگ تر از من بود و گفت : دِ نـَـه دِ لذتی که در گذشت است در انتقام نیست !!!

 

یک شب رفته بودم خونه خالم ، اومده میگه چیزی لازم نداری؟ میگم نه ولی ای کاش مسواکم هم آورده بودم. برگشته میگه دِ نـَـه دِ خاله جون این که ناراحتی نداره ما این جا یک مسواک داریم مخصوص مهمون الان بهت میدم باهاش بزن !!!

 

این واقعا راسته
شوهر خالم عینک زده بود و داشت روزنامه میخوند.یکی از خاله هام گف:ااا؟آقا منصور شما هم عینکی شدید؟ 
مامان بزرگم از اونور گف:پ ن پ مد روزه!!!!!!!!
ینی عاشقشم!!!!!

 

توی فرودگاه داشتم با راننده تاکسی صحبت میکردم یارو داره رد میشه میپرسه ببخشید شما ایرانی هستین؟راننده میگه پ ن پ چینی هستیم رومون فارسی ساز نصب شده

 

بابام میگه : برادرت خوابه؟ میگم پ ن پ رفته رو اسکرین سیور یه شوت که بهش بزنی روشن میشه

 

تو جاده بنزین تموم کردیم وایسادیم چهارلیتری تکون میدیم طرف اومده میگه : بنزین تموم کردین میگم پ ن پ میگیم هورا..... ما از این دبه ها داریم

 

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم!

 

رفتم خونه دوستم کمکشون کنم مبلهای جدیدشون رو ببریم بالا یه دفعه مبل ول شد رو پام و اشکم در اومد دوستم با خانمش پرسیدن دردت اومد ؟ گفتم پ ن پ از اینکه میبینم رابطه شما اینقدر خوبه دارم اشک شوق میریزم

 

داشتم چای میخوردم سوختم بابام پرسید سوختی؟ گفتم پ ن پ رفتم مرحله بعد

 

واسه استخدام رفتم یه شرکتی ، خانومه میگه : شما برای آگهی استخدام اومدین ؟
گفتم پَ نَ پَ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین !

 

مستند حیات وحش میدیدم ، دوستم میگه اون شیر سفیده میگن نادره ، درسته ؟
میگم پ نه پ اون قادر داداششه ، نادر رفته نون بگیره !

 

دارم گاو میدوشم داداشم میگه داری شیر میدوشی؟؟
گفتم په نه په آپدیتش کردم از امروز قهوه میده

 

رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!

 

 

 

 

فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی بخاری گذاشتین خونتون اینقدر گرم شده ؟
گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !

 

اون دخمل نخبه بود که گفتم سر کلاس خواب بود و واحداشم به اذن خدا پاس میشه؟یادتونوه؟؟؟؟اول ترم سر کلاس زبان فنی بودیم در زد اومد تو استاد ازش پرسید با من کلاس برداشتی؟نه گذاشت نه برداشت گفت پ ن پ داشتم رد میشدم گفتم یه سری بهتون بزنم!!!!!!!!!!!!!!
خدایا چ س مثقال شانس عنایت فرما استاده خندید بهش کفت بیاتو درم ببند.
حااااااااااالااااااااااااااا ما اگه بودیم یه راست کمیته انضباطی
ای بابا ای بابا.

 

شکمم درد میکرد دستم و گذاشته بودم رو شکمم بعد دوستم میگه شکمت درد میکنه ؟
گفتم : په نه په رود کوچیک رو بزرگم دعواشون شده دارم میگردم پیداشون کنم اشتی شون بدم:D

 

بعد دو ماه از سربازی برگشتم بچه خواهرم که یک سال و نیمشه رو دیدم میگم وای این همون علیرضا کوچوله اینقد بزرگ شده؟ خواهرم میگه : پ ن پ wive اش رو زدیم رو larg icon .

 

صبح اول صبحی نشستم توتاکسی یه دختره با کلی افاده تا اومد بشینه بغل دستم،یهو با صدای بلند باد در کرد!خیلی خودمو کنترل کردم باور کنین خیلی،ولی یهو پوکیدم از خنده چشام هم پراشک...!بعد برداشته میگه چیه خنده داره؟!!منم گفتم پ ن پ این اشک شوقه توچشام!!!!

 

رفتم گل فروشی گل بخرم یه گل خوشگل بزرگ دیدم برگشتمگفتم :آقا این طبیعیه؟؟دختر 5ساله دراومد جلو همه گفت په نه په سزارینه!
واقعن اینا بچه هستن؟؟
من که شک دارم

 

داداشم از پرسید : مزدور یعنی خائن . جاسوس !!! گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ نوعی موزِ که در مناطق دور میروید

 

رفتم اموزشگاه رانندگی تو کلاسش نشستم دختره برگشته بهم میگه توام اومدی رانندگی یاد بگیری گفتم پ ن پ اومدم اموزش هول دادن ماشین در مواقع اضطراری یاد بگیرم

 

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟
من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن

 

نون خریدم دارم میرم اتاقم دوستم رسیده میگه داری میری اتاق میگم پ ن پ نونا حوصلشون سر رفته آوردم دور بزنمشون حالا هم دارم میبرم شهر بازی؛
آخه دوسته من دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گیج میزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

عاقا ی پ ن پ ذاغ داغ:
دم در هیات واستاده بودیم ملت هم جمع شده بودن غذا نظری بگیرن بعد رفیقم از تو هیات اومده بهم میگه اینا واستادن غذا بگیرن؟؟یوهو ی زنه از اینا ک100تا جوونو حریفن از وسط جمعیت گفت پ ن پ تظاهراته !!!!!! 
ملتم زدن زیر خنده, زنه هم با خنده گفت والاااب خدا!!!
یعنی رفیقم بدبخت سرخ ک هیچی سیاه شد تاحالا تو جمعیت پ ن پ نخوردع بودوخودکشئ نکنه خوبه:-))))))))))))

 

با دوستم رفتیم رستوران سنتی، گارسونه همرای غذا یه ظرف ترشی سیر واسمون آورده.
دوستم با تعجب پرسید سیره؟!!!
گارسونه گفت په نه په گشنه هست داره تمارض میکنه تا شما راحت غذاتونو بخورید، هی تعارفش نکنید...

 

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن، دختره گوشی رو برداشته، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید؟ میگه واسه عکس گرفتن؟ پـــ ن پـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم!!! بعد میخنده میگه ۶ وقت داریم. بهش میگم قبل از ۶ هم کسی نوبت داره؟ میگه پـــ ن پــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم.

 

امروز صبح به داداشم میگم 50 تومن پول بده.
میگه 50 هزار؟؟؟
پــــــــ نـــــــــ پـــــــ 50 تک تومن!تا بدم گدا سر کوچه 500 هم بذاره روش برم قاقالیلی بخرم!!

 

رفتم کارواش میگم فیش بده، میگه فیش برا کارواش، میگم پـَـ نـَـ پـَـ ماهی می خوام داشتم امتحان می کردم انگلیسیت در چه حدیه

[ ۱۳٩۱/۱۱/۸ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ] [ اولدوز ]

اس ام اس زیبا     

 

 

 

 

صـادقـانـه ی صـادقـانـه..
تـنـهـا فـانـتـزی زنـدگـیِ مـن، پـابـوسـیِ اربـابِ خـوبـم،
آقـا ابـا عـبـدالـلّـه الـحـسـیـن عـلـیـه الـسّـلـام..

 

مهربانی تا کی؟؟؟
بگذار سخت باشم و سرد!
باران که بارید...چتر بگیرم و چکمه!
خورشید که تابید...پنجره ببندم و تاریک!
اشک که آمد... دستمالی بردارم و خشک!
و نیشخندی بزنم و سوت...

 

 

 

ساده برای خودم ...
خیال ِ در آغوش کشیدن ِ تو ...
یا ...
در آغوش کشیدن ِ خیال ِ تو ... ،
چه فرق می کند ... ؟! ،
این ها یعنی من دارم گریه می کنم ...

 

 

اینایی که تو خیابون همیشه سرشون پائین میندازن و راه میرن...
اینایی که تو پارک تنها یه گوشه می شینن و هندزفری تو گوششونه!
اینایی که تو تاکسی خودشونو می چشبونن به در تا کناریشون معذب نباشه!
اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه...اینا...اینا...
اینا رو خیلییییییییییییی مواظبشون باشین!
اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن...
قبلا یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته...
............وصف حال و روز خودم...........

 

 

 

 

در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش،
یا دم از مردی مزن
یا یکسره نامرد باش...

 

 

 

 

 

گاهی آدم دلش میخواد کفشاشو در بیاره،یواشکی نوک پا،نوک پا از خودش دور شه!بعد بزنه به چاک!فرار کنه از خودش. . .

 

 

 

 

جدیدا با دیوار حرف میرنم. . .میدونی؟!از شخصیتش خوشم اومده،یه جورایی محکمه . . .ثابته. . .آرومه

 

 

 

 

آدم هارو بدون اینکه به وجودشون نیاز داشته باشی دوست بدار،درست مثه کاری که خدا با تو میکنه!

 

 

 

 

همینطوری که تنها نشستید و منتظرید بخندید یه لحظه برید تو حس با غم و اندوه بخونید!!!!
«خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست،خدا خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند اند لطافت اند بخشش اند بیخیال‌شدن و اند چشم‌پوشی و اند رفاقت است.رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد.بایستی ما یک فکری به حال اهلی‌شدن آدم‌ها بکنیم اهلی‌کردن یعنی ایجاد علاقه‌کردن و این تنها راه رسیدن به خداست و خیلی هم مهم است... »
خب حالا دیگه شعور داشته باشید واقعا نمی خواید لایک کنید

 

 

 

 

هیچ وقت حرفایی رو موقع عصبانیت بهت میزنن فراموش نکن
چون.......حقیقته

 

 

هر روز از پس هم میگذره ....پیر میشم ...نه به خاطر گذر روزها...بخاطر گذر خاطراتی که باهم داشتیم...خیلیها برامون ارزو کردن به پای هم پیر بشین....حالا تو نیستی...داریم به پای هم پیر میشیم.....من وخاطراتت وجای خالی تو.....

 

 

 

 

اگه این زندگی باشه، من ازمردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا، شاید مردم حواسم نیست...

 

 

 

 

یــه مـیـلـیـارد و ســه..
یــه مـیـلـیـارد و چـهـار
یــه مـیـلـیـارد و ...
مـیدانـم رفـتـه اسـت..
بـگـذاریـد بـشـمـارم.. و بـاز خــیـال کـنـم ایـن بـازی هـنوز ادامـه دارد..
مـــــــن........... 
تـابِ چـشـم بـاز کـردن و نـیـافـتـن او را نـــــــدارم...

 

گفت دوستت دارم
گفتم دوستت ندارم
این دروغ به آن دروغ در !!!

 

 

ای مالک!
اگر هنگام شب کسی را در حال گناه دیدی،فردا به آن چشم نگاهش مکن
شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...

 

 

 

 

سبز زرد قرمز
نمیدانستم کدام سیب را بخرم!
میوه فروش پوزخندی زدو گفت:
تردید نکن تمام سیب ها تو زردند...!

 

 

 

آره! شما قبول دارین که ماهیت طنز انتقاد از نابسمانی های جامعه است!؟
اگه قرار باشه به هجویات بسنده بشه که طنز ارزش نداره و میشه فکاهی، حالا اگه قرار فکاهی بشه مطلب با ارزش که همین میشه که می بینید.........چی بگم!!!!!!!!

 

 

 

ساده برای خودم ...
دیشب حساب کردم دیدم از هشتاد و شش هزار و چهار صد ثانیه ی ِ دیروز ...
فقط هفت هشت ثانیه کار ِ مفید انجام داده ام ... ،
به دخترکی که صورت َ ش را به شیشه ی ِ ماشین چسبانده بود زبانک درآوردم ...
خندید و ...
ماشین پیچید و دور شد...

 

 

 

ساده برای خودم ...
توی ِ آشپز خانه ی ِ خانه ی ِ من همه چیز پیاز دارد ... ،
صُبح ها چای و برنج هم که دَم می کنم اشک می ریزم ...

 

 

 

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود

 

 

گاهی دلم می خواهد دمپایی هایم را پا به پا بپوشم تا ببینم هنوز کسی حواسش به من هست یا نه .......:»«

 

 

 

در حیرتم از مرام این مردم پست /این طایفه زنده کش مرده پرست /تا هست به ذلت بکشندش ز جفا/ تا مرد به عزت ببرندش سر دست

 


خط تو

راضی ام نمیکند
کاش دست تو بود...

 

 

 

میخواهم برایت یک عینک نو بخرم آخر حتی از نزدیک هم دیگر مرا نمیبینی...

 

 

 

یعنی گلی که بر سر شاخه ببویمت؟
یا آن شراب نابی و باید بنوشمت؟
اصلا چه حرفهای مفت که در شعر میزنند
باید تورا بغل نموده و محکم ببوسمت!!

 

 

 

انسان کلا موجودیه وقتی خرش از پل بگذره همه چیز یادش میره اینایی ک این رو قبول ندارن خرشون هنوز رو پله.....

 

 

زمانی فراموشت میکنم ک بالای سنگ قبرم با افسوس بگویی کاش زنده بودی

 

 

 

هنوز آنقدربزرگ نشده بود..
که بداند...
هربرق چشمی درشب...
نگاه مادرنیست!!
بچه گربه!
به آغوش ماشین فرورفت و جان داد

 

 

بـرای دلخوش کردن هیچکس ،
چیزى نگویید که
بعدها دلیل دلتنگیش شود . . .

 

 

 

برای آن که مثل ابر سایه ی بزرگی داشته باشی ، لازم نیست زیاد بزرگ باشی فقط باید اوج بگیری...

 

 

 

 

این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامش کردم؟

 

 

 

 

میان هزاران دیروز امروز وشاید میلیونها فردا فقط یک امروز هست امروز را بخند وشاد باش

 

یک رابطه وقتی خراب میشه که:
‏ تو ناراحتش کنی ..
و
یکی دیگه آرومش ...

 

چمدانت آنقدر هم بزرگ نبود....
چگونه با خود بردی تمام مرا!!!

 

 

گاهی ایجاد تغییر و روزهای خوب مستلزم تجربه های تلخ است

 

برای انچه که باور دارید ایستادگی کنید حتی اگر به معنای تنها ایستادن باشد

 

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی‌ئی…

 

سخت ترین کارِ دُنیا، آزاد کردن اسیرانی است، که زنجیرهای خود را می پرستند.....

 

 

 

«هم قد گلوله توپ بود
گفتن: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت: با التماس!
گفتن: چه جوری گلوله رو بلند می‌کنی میاری؟
گفت: با التماس!
به شوخی گفتن، می‌دونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت: با التماس!
...
وقتی تکه‌های بدنش رو که جمع می‌کردن، فهمیدم چقدر التماس کرده...».

 

"ویــــژه لابستر"
خـــیــلــی ســخــتـــه ...
دخـــتـــره هـــفـــت هــشـــت ســالـه ی هــمســایـتـونــو کـــه هـــر وقـــت تــــورو مــیبــینه بــا لــبــخــند بـــهـــت ســـلام میده رو....
در حــالــی بـــبینی کـــه بــابــای مـــعــتادش وســـط کـــوچــه بـــا مـــشـــت و لـــگد افتـــاده بــه جــــونــــش ...

 

برایم تعریف کن
.
.
هرگز فراموش نشدن چه حسی دارد!

 

 

 

ای نگاره در ذهنم ..
ای ندایی در صوتم ...
ای وجودی در کنکاشم ....
به نامت شروع میکنم این آغاز را ای هم نامم , خدایــــــــــم .

 

 

 

همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت. اگه خودتو بگیری میندازنت

 

 

 

زندگی قصه تلخیست/که ازآغازش...بسکه آزرده شدم/چشم به پایان دارم...

 

 

 

 

سعادتی که محکوم به فناباشد" خواب وخیالی بیش نیست""

 

 

 

 

 

 

 

مرا با حقیقت بیازار اما هرگز با دروغ آرامم مکن.
(منسوب به زنده یاد شاملو)

 

 

 

 

 

چـهـره تــو.. 
خـود دایـرة الـمـعـارفـی اسـت
کـه ثـابـت مـیـکـنـد "خـــُدا" مـهـربـان اسـت.

 

گوش میدهی چیزی در گوشت بگویم؟
گوشت را بیاور نزدیک...
شنیده ام که میگویند:
اگر در روز یک بار آیة الکرسی بخوانی،خداوند یک فرشته را مامور میکند که تا شامگاه از تو مواظبت کند...
و اگر دوبار در روز بخوانی،دو فرشته را....
و اگر سه بار در روز بخوانی...خداوند به فرشته ها میگوید: کنار بروید که من میخواهم خودم،"عاشقانه" از او مواظبت کنم..

 

کسی بی خبر آمد*مرا دست خودم داد*کسی مثل خودم غم*کسی مثل خودم شاد*کسی مثل پرستو*در اندیشه پرواز*کسی بسته و آزاد*اسیر قفسی باز*کسی خنده،کسی غم*کسی شادی و ماتم*کسی ساده کسی صاف*کسی درهم وبرهم*کسی پر از ترانه*کسی مثل خودم لال*کسی سرخ ورسیده*کسی سبز و کسی کال*کسی مثل تو ای دوست*مرا یکشبه رویاند.
کسی مرثیه آورد*برای دل من خواند*من از خواب پریدم*شدم یک غزل زرد*و یک شاعر غم گین*مرا زمزمه میکرد.

 

 

باز مودب بودن کار دستمان داده است باز مادرم فهمید که پشت پلکهایم خبریست.انگار که مخفی نمیماند آشفتگی دنیا.خواستیم آسمان را ابری کنیم تا ماه پشتش آرام بماند .خیالمان راحت شد اما آسمان بغزش گرفت.

 

من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!!!
عاری از عاطفه ها ...
تهی از موج و سراب ...
دورتر از رنگ و ریا ...
خالی از هر چه فراق !!!
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...
من دلم تنگ خودم گشته و بس ...!
من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد

 

 

چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت، دنبال هم امروز فردا گذشت، دل میگه باز فردا رو از نو بساز، ای دل غافل دیگه از ما گذشت..

 

خُدایم;گنجایشت چه مقدار است،
که این همه{نامهربانی}می بینی
و باز هم تحمّل می کنی؟ :|

 

 

 

کاهی شابرک میکیری ،خیلی آرام ،تا رهایش کنی ...
شابرک میان دستانت له میشود...
نیت تو کجا وسرنوشت او کجا...

 

"ویــــــژه لابستر"
پـــســرای عـــزیــز...
خــواهـــشن اگـــه چـــشـــتون افـــتاد بـــه یه دخـــتر بـــا مانـــتوی خـــاکـــی و کـــثــیف بـــا یه کـــولــه پـــشتی...
ســـریــع بـــه شـــکمتونون صـــابــون نـــزنید!!!
دخـــتر فراری بـــه انـــدازه کـــافی غـــصه داره!!!
درده "هرزگـــی" رو بـــهش اضـــافـــه نـــکنــید...؟؟!!!!
دمــــتون گـــــرررررم .............

 

 

زندگی !
کلاهت را ب هوا بینداز...
من دیگر جان بازی کردن ندارم.
تو بردی.

 

 

 

همه لوتیا
همه با معرفتا
همه از یاد برده ها
همه سر شلوغا
همه اونایی که وقت برابقیه دارن برا ما ندارن
همه بیخیالا
همه رفیق بازا
همه اون هایی که تایادشون نکنی یادت نمیکن
همه یادشون باشه ما بدجور یادشونیم

به پاس خوبیهایت هربار که ذهنم میگذری،لبخند پر مهر خدا را برایت آرزو می کنم.

 

 

 

خسروشکیبایی میگفت: بعضی وقت هایکی طوری می سوزونتت که هزارنفرنمیتونن خاموشت کنن،بعضی وقت هایکی طوری خاموشت میکنه که هزارنفرنمیتونن روشنت کنن..

 

 

مـے روے
هـوایـت نـیـسـت
و بـه هـمـیـن راحـتـے احـسـاسـات ِ مـن خـفـه مـے شـونـد
آبـے کـه روز آخـر پـشـت سـرت ریـخـتـم
آبـروے دلـم بـود...

 

 

 

ساده برای خودم ...
خواب می بینم ... ،
خواب که نه ... ،
کابوس ... ،
تو آن سوی ِ ریل داری دور می شوی ... ،
سرَم را پائین آورده ام و دارم از بین ِ چرخ ها بُریده بُریده 
می بینم ... ،
بُریده بُریده نایستاده ای ... ،
بُریده بُریده داری دور می شوی و ...
این قطار ِ لعنتی که زوزه کشان دارد رد می شود ...
انگار تا آن سوی ِ دنیا ادامه دارد ... ،
من هم این سوی ِ ریل ...
بریده ام ... ،
بریده ام ...

 

 

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر

 

 

 

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند،معنی کور شدن را گره ها می فهمند،سخت بالا بروی ساده بیایی پایین،قصه تلخ مرا سرسره ها می فهمند،یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن،چشم ها بیشتر بیشتر از حنجره ها می فهمن …

 

 

 

چند وقتیست هرچه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ،
نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

 

 

 

از آدم هــآ بگــذر !
دلـَـت را گنده تــَر کن
نـ ـآراحتِ این نبـ ـاش 
که چـ ـرا جاده ی رفاقــَـت با تـ ـو همیشه یکــ طرفه استــ . . . 
مهــم نیست اگر همیشه یک طرفــه ای . . .
شــآد باش کــه چیزی کم نگذاشتـه ای
و بدهکــارِ خودت ، رفاقـت و خدایتــ نیستی

 

 

 

....آنروز که هم را یافتیم ..یافتنمان هنر نبود..
هنر این است که یکدیگر را گم نکنیم!!!!!....
.........برای او که عمرم را به پایش ریختم......

 

 

 

سایه بزن این زندگی را...
خیلی بی روح است این صفخه ی زندگیم!

 

 

 

به سلامتی مادری که میتونست از خواب و خوراک و لباسش نگذره، ولی گذشت اما..... هیچوقت منت نذاشت
به سلامتی پدری که میتونست به کم قانع باشه به جای چند شیفت کار کردن یه شیفت کار کنه و بخور نمیر زندگی کنه، ولی واسه رفاه زن و بچش اینکارو نکرد اما..... هیچوقت خم به ابرو نیاورد
به سلامتی معلمی که میتونست بدون حرص خوردن درس بده و به این اهمیت نده که یاد میگیرن یا نه بعدشم سر برج حقوقش رو بگیره، ولی نکردو جاش با تمام اذیت و شیطنت دانش آموزا با تمامه وجودش بهشون درس میداد و تهش سر برج اون حقوق ناچیزش که جبران لحظه ای از مشقتی که میکشه نمیشه رو میگیره اما..... هیچوقت اعتراض نکرد 
به سلامتی رفیقی که خودتو واسه خودت میخواست نه جیبت اما.... هیچوقت دم از رفاقت نزد
به سلامتی مدیر 4جوک که با این سایت قشنگش حال خیلیارو عوض میکنه اما.... ادعایی نداشت
در آخر هم به سلامتی تویی که داری این پستو میخونی و از ته دلت میگی به سلامتی همشون اما.... انتظاری نداری

 

 

برای تو...برای چشم هایت
برای من...برای دردهایم
برای ما...برای اینهمه دلتنگی
ای کاش خدا کاری بکند!

 

 

 

ساده برای خودم ...

صبح ها ... ،
در تردید ِ بیداری ... ،
به خودم ...
کمی خواب ِ بیشتر تعارف می کنم ... ،
در این صبح های ِ تردید و تعارف ...
من ...
بی تردید ...
هیچ تعارفی ...
با مرگ ندارم ...

فرستنده : مجتبی مهاجر

 

 

این پست چرا زیباست؟
چون من یکی از 4جوکی های عزیز رو دیدم..
تو همت بودم غرب به شرق..
چشمم خورد به یه پژو که رو شیشه ی پشت ماشین نوشته بود ""یکی از لذتهایی که نیست" با 50تا نقطه چین در ادامه اش....
رفتم مماس با ماشینش همونجوری زُل زدم بهش..
نمی دونم کدوم گُل پسر 4جوک بود.. اما من دیدمش 
دیگه فرمون داشت می رفت تو شکمم انقد دولا شدم که قشنگ ببینمش.. :)

 

 

 

(( همه چیز بازیچه نیست))
این جمله را پروانه ای گفت که بالهایش در دست کودک بازیگوشی جا مانده بود! ...

 

 

 

پیران که چنین مقــام و حرمــــت دارند
زان نیست که یـک دو دم قـدامت دارند
این حرمت از آن است که آنها دو نفس
در رفـــــتن از ین خرابه ســــبقت دارند

 

 

 

ازامروززندگی تعطیل کنارت بست میشینم
منوجوری عوض کردی که خواب عشق میبینم

 

 

 

ﺍﻳﻨﻮ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﻣﻴﮕﻢ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺸﻮﻧﻪ ..
ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺮ ﻧﺨﻮﺭﻩ ﻟﻄﻔﺎ !!.....
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻋﻤﺮ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻫﺎ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﺳﺖ !.....
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻋﻤﺮ ﻳﻚ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﻲ ﺑﻪ ﺳﺮ
ﻣﻲ ﺭﺳﻪ !.
ﺗﻮ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻣﻬﺎ ﻣﺮﺳﻴﻪ !!......
ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪ ﺑﻲ ﻣﻨﺖ ....
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺭ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺎﺷﻲ !!!....
ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﻲ ﺍﻧﺘﻬﺎﺳﺖ !!.......

 

 

 

 

خوشبختی ازآن کسی است که درفضای "الحمدلله"زندگی کند.
چه دنیا به کامش باشد,و چه نباشد. 
چه آن زمان که میدودو نمیرسد,و چه آن زمان که گامی برنداشته,خود رادر مقصد می بیند.
چراکه خوشبختی چیزی جز آرامش نیست,وهرکس که این موهبت الهی رادارد,خوشبخت است.خوشبختى رابرایتان آرزو میکنم....

 

 

 

آرامش چیه؟نگاه به گذشته وشکرخدا،نگاه به آینده واعتمادبه خدا، نگاه به اطراف و جستجوی خدا.،نگاه به درون و دیدن خدا،لحظه هایت سرشار از بوی خدا..

 

یک درخت میلیونها چوب کبریت رامی سازد.اماوقتی زمانش برسد...
فقط یک چوب کبریت برای سوزاند میلیونها درخت کافیسیت..
پس خوب باشیدوخوبی کنید

 

 

 

'یادت باشه: خندیدن یک نیایش است، اگر بتوانی بخندی آموخته ای که چگونه نیایش کنی پس لبخند بزن.'

 

 

 

بخشی ازبزرگترین نعمتهای خدا برای انسان بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست

 

 

 

روزگارا ،تو اگر سخت به من میگیرى باخبر باش که پژمردن من آسان نیست، دارم دلخوشى ها کم نیست...
زندگى باید کرد...

 

 

نمازکه میخوانم فرشته های بالای سرم عزامیگیرندکه چه کنند؛ایاک نعبد را جزء عباداتم بنویسند یاجزء دروغهایم!

 

 

 

ینی حتی زلزله ی 10 ریشتری هم نمیتونه
اندازه ی بعضی (خاطرات و ترانه ها) تن آدمو بلرزونه.

 

 

 

ساکتم اما لال نیستم. 
آرومم اما فلج نیستم.
واقع بینم اما بد بین نیستم .
خوش حالم اما بی درد نیستم.. 
خونسردم اما بیخیال نیستم. 
کنجکاوم اما فضول نیستم. 
شیطونم اما شرور نیستم. 
پر سرو صدام اما تو مخ نیستم .
حاضر جوابم اما گستاخ نیستم . 
زیاد نیستم کمم نیستم..

 

 

 

تــنهــا رفیــقم پــدرم بــود کــه آن هــم رفــت . . .
بــه ســلامتی همــه ی رفــتگــان . . .

 

 

 

"دیـــالوگ مـــن و وجدانـــم"
وجـــدانم:حبــیب بـــا لـــفظه دیـــروزت خـــیلی حـــال کردم...
مـــن:کـــدوم لــفظ؟؟؟
وجـــدانم:هــمونـــکه پـــشته تـــلفن بـــه رضــا رفـــیقت گـــفتی دیـــگه!!!
مـــن:آره...زنـــگ زد بـــهم گـــفت:حــبیب داداش بـــا بــچه ها پـــیک بــه دســـت مــنتظریم بــرامون ســـلامتی بـــگی حـــال کــنیم ...صـــداتو گــذاشتم رو بـــلند گو
مـــنم گـــفتم:بـــه ســـلامتیه اون پســـر بــچه ی فـقیری که چـــند روز پیـــش وقتــی داشـــتم از وانــتی پـــرتــقال مــیخریدم اومـــد گـــفت:
"عـــمو نـــارنگیاتـــون کیـــلو چنده....؟؟؟"
وجـــدانم:حبـــیب...؟؟
مـــن:چـــیه؟؟
وجـــدانم:تـــا جـایی کـــه مــیتونی بــه فــقرا کــمک کن!!!
پــروردگـــارمون 
خـــیلی خــوشش مــیاد از ایــن کار...
مـــن:بـــاشه...
وجـــدانم:یـــادته تـــا مـــاهه پیـــش آرزوت چــی بود؟؟؟
من:آره...
دوس داشـــتم کــآر کنـــم ســاله بــعد یــه 206 صــفره سفــید
بــکشم بیــرون...
وجــدانم:حــالا آرزوهــاتـــو بهــم میگی؟؟؟ 
مـــن:بــیخیال بابا!!!
وجــدانم:خواهـــش؟؟!!!
مـــن:ایــنه که بــرم کربـــلا از گــناهام توبــه کــنم...
تـــو زندگیــم دلـــه یـــتیم و فـقـــیر شــاد کنم...
دخـــتر پســرا رو پـــاک و بـدون غــصه بـبینم...
خلاصـــه اعــتیاد و فـقـــر ریشـــه کن بــشه دیــگه... 
خـــدایـــا یــنی مــیشه....؟؟؟

 

 

 

بوسه‌” بهترین سرقتِ دنیاست
چون هم دزیدیش حال میده
هم پس دادنش . . .
.

 

عشق انسان را داغ میکند،
دوست داشتن انسان را پخته میکند،
هرداغی روزی سرد میشود،
ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمیشود.

 

 

 

ساده برای خودم ...
بعد ِ دست های َت ...
دست های َم طاقت ِ جیب های َم را ندارند ... ،
توی ِ سَرما مُشت می شوند ...

 

 

 

ساده برای خودم ...
دیشب داشتم می رفتم خرید کنم دم ِ در برگشتم گفتم :
غیر از نان و شیر و روغن زیتون چیز ِ دیگری نمی خواهیم ...؟! ،
در را بست َم و خیال کردم شنیده ام :
" نه عزیز َم ... ، " 
توی ِ آسانسور نمی دانم چرا نمی شد نفس کشید ...

 

 

آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟ روابط عمومی شرکت سایپا!

 

 

 

یادم باشه، یادت بدم! یاد بگیری به یادتم

 

شم اگرمستى کند ازکاسه بیرونش کنم,دوست اگردوستی کندصدجان به قربانش کنم

 

 

داش سام و علیکم با اجازت روغن ماشینتو خالی کردم به جاش خون جیگرمو ریختم تا هر وقت استارت زدی به عشقت بسوزم ذت زیاد...

 

 

 

زن و شوهری در اثر گاز گرفتگی جان باختند !شهروند گرامی تا بوس هست گاز چرا؟

 

 

از برنامه 90 مزاحمتون می شم. می خواستم بگم شما به عنوان بهترین گل سال انتخاب شدید

 

 

 

همه شب فکرم این است وهمه شب سخنم گر روم دیر به منزل چه بگویم به زنم!

 

 

 

گلها همه با اذن تو برخواسته اند از بهر ظهور تو خود آراسته اند مردم در همه حال در هر بهار، بی شک اول فرج تو را از خدا خواسته اند ...

 

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

 

 

 

اگه گفتی امروز چه روزیه ؟ بگو دیگه ! ... زیاد فکر نکن ! امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده !!!

 

 

الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !

 

من در یک ماموریتم، ماموریتی برای دوری از تو، ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام : ماموریت غیر ممکن!!!

 

 

 

اس ام اس های خود را برایمان بفرستید , انبار نکنید .. . . . در زمان قحطی ما فقط به کسانی اس ام اس میدهیم که از ایشان sms دریافت کرده باشیـــم

 

 

 

بوس تنها تصادفیست که پلیس نداره بغل تنها پارکینگیست که جریمه نداره پس میای تو پارکینگ تصادف کنیم

 

 

 

هزار تا رک دارم وهزارتا رفیق،توشاه رگی و تک رفیق..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/٧ ] [ ٩:٥٦ ‎ق.ظ ] [ اولدوز ]

اس ام اس آشتی

 

مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر




 

 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

 


من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم


از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا


همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند

بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

 

به چشم من نگاه کن. ببین چگونه اشک غم، روان شده از دیده ام. برای من ز عشق بگو...
تو ای کسیکه دوستت دارم
تو ای کسیکه قلب من بخاطر تو می تپد
برای من بمان
برای من سرود آشتی بخوان

 


 

آشنای شهر بارون بیا من شدم پشیمون / فکر این شکسته دل باش پشت ابرا نشو پنهون

 




 

 

نذاری فاصله ها ، تو هجوم سایه ها ، میون غریبه ها ، نذاری تو جاده ها تو رو از من بگیرن ، تو خودت خوب می دونی ، توی راه زندگیم ، دلخوشم به بودنت

 

 

قلبم گرفت ای نازنینم نفسم دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین واسم بجز قفس نیست تا کی بگم آه ای خدا مگه دلم درد آشنا نیست هر چی کشیده بس نیست رنجی کشیده بس نیست تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش یک تکیه گاه مهربون رفقیق راه من باش اگر نمک بر زخم من باشی زخمم سر باز کند و دردم مرا از پای دراید

 



 

زندگی یعنی بخند هرچند غمگینی.ببخش هرچند مسکینی.فراموش کن هرچند دلگیری...

 





 

 

بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم هی آشتی !

 



 

شاه قلبم بی تو کیشه، زندگی بی تو نمیشه، به خدا قسم عزیزم، تو رو دوست دارم همیشه

 



 

ای که از کوچه تنهای ما می گذری گوش کن ناله من از سر دیوار کذشت

 



 

سلام عزیزم اخه من چه قدر برات اسمس آشتی برات بفرستم که باهام آشتی کنی . بیخیال شو

 

 

 

 

یادش بخیر روزایی که گل یاست بودم،یادش بخیر قدیما هوش و هواست بودم،حالا ازم رنجیدی گفتی ازم بریدی،دیگه تو قهری با من جوابمو نمیدی،بگو مگه دوستم نداشتی چرا تنهام گذاشتی،دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی آشتی

 



 

با تو از عشق میگفتم از پشیمانی
و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!...
در جواب صدایی بی وقفه می گفت:
"دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!

 

 

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم .
بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.

 



 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

 



اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم 
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم 
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره 
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره


اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش 
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش


منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو 
منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو



من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم



گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش 
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان/اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش



منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم 
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم 
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم



منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم 
منو بخشیدی و من چشمامو بستم 
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم 
که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم 
منو ببخش ، منو ببخش .....


برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن


اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .


منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار 
تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار


جنس من از آهن و از سنگ نیست 
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست 
حال دل از من نمیپرسی چرا 
حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست

 

 

دوستی را دوست، معنی می دهد 
قهر هم با دوست، معنی می دهد 
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست 
قهری او هم نشان دوستی است



مهم نیست کی مقصر است 
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است 
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر


یه روزی گله کردم من از عالم مستی 
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی 
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید 
تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید 
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم 
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم


از تو به یک حرف ناروا نکشم دست 
وز سر راه تو دلربا نکشم پا 
عاشق زیباییم اسیر محبت 
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا



چنین گفت زرتشت:...عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش


بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم



بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی 
به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی 
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون 
ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن



همیشه رفتن بهترین نیست 
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست 
چه قهر باشیم چه آشتی 
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند


قهر مکن ای فرشته روی دلارا 
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا 
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین 
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا 
ناز تورا میکشم به دیده منت 
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا


به خاطر یافتن مقصر, 
زندگی ات را تلخ و سیاه نکن. 
بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند 
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند


چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین 
جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین 
حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم 
طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نا زنین



بوسه ام را می گذارم پشت در 
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر 
تو بیا , در را تماما باز کن 
هر چه میخواهی برایم ناز کن 
من غرورم را شکستم , داشتی ؟ 
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

[ ۱۳٩۱/۱۱/٧ ] [ ٩:۱٦ ‎ق.ظ ] [ اولدوز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"یاد بگیر ، قدر هر چیزی را که داری بدانی، قبل از آنکه روزگار به تو یادآوری کند که: می بایست قدر چیزی را که داشتی، میدانستی ..."
صفحات دیگر
امکانات وب

  • سبزک | تبلیغات متنی